×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۵ آبان - ۱۳۹۷  
it is true
true
true
افتخار می کنم من بلوچ کاره هستم

نودژنیوز :من یک بلوچ کاره هستم ….

سلام
درود بر بلوچ کاره های نودژ وجیرفت و بافت و ثوغان و کهنوج و منوجان ورودان و میناب و سندرک وم سیرک و بشاگرد و جاسک و تمام بلوچ کاره هایی کهدر اقسا نقاط این گیتی هستند

نمی خواهم خود را برتر از قومی یا ملتی بدانم…

بلکه افتخار میکنم که به ملتی تعلق دارم که هیچگاه سر تعظیم به هیچ بنده و قدرتی جز ایزد یکتا فرود نیاورده است…احساس افتخار می کنم که به قومی تعلق دارم که موقع حمله اسکندرو مغول و عرب هیچ ترسی بر دل مردمش راه پیدا نکرد…

تاریخ گواه است که اسکندر وقتی خواست از مرزهای قوم من عبور کند شمشیر خود را غلاف کرد….

مغول با بهانه هایی که حاصل از ترس بود به سرزمین های قوم من نیامد…

تاریخ گواه است که اعراب که می خواستند با بهانه دین بر ما تفاخر نژادی کنند به هر وسیله ای و با هر حیله ای نتوانستند بر ما چیره شودند . در حالی که ما به میل خود مسلمان شدیم در حالی که پیش از ان نیز یکتاپرست بودیم…

افتخار میکنم که متعلق به قومی هستم که همیشه از وطنش ایران حمایت کرده و خون هزاران بلوچ کاره برای ابادی ان به زمین ریخته است و هیچگاه در زهن هیچ بلوچکاره فکر تجزیه و خیانت به مملکتش را نداده است….

پروردگارا کشور من ایران را و بخصوص قوم مرا از کینه قوم های بربر و تاتار و تازی حفظ بفرما….

false
true
true
true
  1. صبح منوجان

    قشنگه

    • admin

      مرسی

  2. عباسی

    بلوج را کسی درست نمی شناسد چون مردان بلوچ مرد مردان و مهربان مهربانان و عشق آشقان هستند در راز تاریخ پنهان گفته شد روزی که شاه سیف الله خان امیر پنج لارستان آخرین امیر این خانواده پنهان در رازهای تاریخ در اول حکومت رضا خان که هیچ کس این پیر مرد را نمی شناخت خواست به صورت مردم معمولی در آید و در بین مردم روستا زندگی کند از تفنگ چیان بلوچ خود خواست که از او جدا شوند و برای شروع زندگی بهتر پولها را بین خود تقسیم کنند ولی آن تفنگچیان پولها را دور ریختن و رئیس تفنگچیان فریاد زد چرا می خواهی مار از خود دور کنی ما به شمار نزدیکترین هستیم ما شب و روز بدون تو زندگی برای ما زندان است چگون از هستی و ملک و جان خود جدا شوم من از زندگی پدر و پدرانت که شاه تاج الدین و … سلطان سلیمان ….و شاه سلطان محمد … و ابراهیم خان کلانتر بزرگ و.. . از سادات هستند من همه را می شناسم جان من فدای شاه سیف الله خان باشد بگذار مواظب شما باشیم چون هیچ کس شما ندارید اما شاه سیف الله خان امیر پنجه لارستان اصرار کرد که آنها بروند چون مردم روستا متوجه می شوند که او حکمران سابق لارستان است پس رئیس تفنگچیان فریادی زد و یک تیر به پای خود شلیک کرد و تیر از کف پایش بیرون رفت و آنگاه شاه سیف الله خان که گریش گرفته بود فریاد زد این چکاری بود که کرد رئیس گفت این زخم برای من می ماند که از خود خچالت نکش که روز بزرگترین حکمران موروثی را تنها گذاشتم و هر موقع که با پای لنگم را بروم در فکر توهستم این بود ماجرای جدایی رئیس تفگچیان بلوچ از آخرین حکمران موروثی لارستان.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی