×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۷ مهر - ۱۳۹۹  
it is true
true
true
بیوگرافی  آزاده ربانی  ترانه سرا و شاعر

نودژنیوز:گزیده ای از بیوگرافی ومصاحبه با آزاده ربانی  شاعر و ترانه سرا  مدیر و صاحب امتیاز سایت آکادمی ترانه و بنیان گذار کانون ادبی نیستان در فرهنگسرای منطقه ی هشت “فدک”

آزاده ربانی متولد آبانماه در تهران یکی از ترانه سرایانی ست که بدلیل فعالیت های مرتبط با  حیطه ی  اجرایی آثار و اداره و مدیریت سایت آکادمی ترانه ، نیز برگزاری  جلسات بررسی و نقد ترانه و شعرخوانی  از افراد شناخته شده و معروف ومحبوب  در  این  حیطه شناخته میشود

بسیاری از آثار او اجرا شده و یا در دست اجرا ست

هم اکنون در سایت آکادمی ترانه بخش طنز و ترانه های کودکانه را به پذیرش آثار افزوده و خود نیز در بخش کودک فعال بوده  آثاری در دست تهیه و اجرا دارد

در زیر به برخی از ترانه های این شاعر اشاره شده است

آن کولی ِ منتظر و نا امید کیست؟ (کاندیدای مسابقات دکلمه )،عینک (کودکانه)،وقتی تو اینجایی..، نمیشه،دارم دنبال چشمای تو میگردم ..،بوی شقایق،قمار عاشقی..،هم لهجه ی فریب،خزون اومده ..! نه ؟!! پاییزمه ؟؟؟،بی تو با تو بودن ِ من..!،عکس یادگاری..،آدم فرنگی …یاغی..،دختر شاه پریون ..،دل آینه رو شکستم و..،نوروزتون پیروز،و….

 

پاسخ سوالات :

سوال اول :آزاده خانم از دنیای شعر و شاعریت بگو و اینکه چطور شد که فکر کردی باید بروی؟

دنیای شعر و  شاعری چیزی جدا و مجزا  از فضای حقیقی زندگی نیست  بلکه شاید شعرا با حقیقت های پنهان و پیدای زندگی و موضوعات  پیرامونشون  آمیزش بیشتری دارند  و تحریک پذیری حساسیت هاشون بیشتره  مثل رادار  هر کنشی در پیرامونشون که ارتعاشی ایجاد کنه رو  میگیرند وازش تاثیر میپذیرند

اینکه چرا شعر و ترانه میگم ، چون نوع ارتباطم با اجتماع و نوع ابلاغ نظر و رای م  رو  در واقع ،  حس و نیرویی که در من  متمرکز شده ؛  اینجور  انتخاب کرده .

عده ای این نیرو  رو میگن استعداد ، استعداد شاعری  ؛ استعداد سرودن  شعر  ؛ اما من اسمی رو که بخواد بار فضای خاصی رو به اذهان تحمیل کنه کنار میذارم و پاسخ شمارو اینجور میدم که :  شعر و ترانه  میگم چون نیرویی که به حس و ذهن من غالبه  این نوع  تعامل رو برای من برگزیده با اجتماع خودم  .

 

 

سوال دوم : توی این بیتش دارم بعد ِ تو باز آواز میخونم..صدام باید بپیچه توی این خونه .. خیلی از دوستان میگن شکست عشقی خورده ؟

واما   راجع به شکست عشقی ؛ اصلا من اعتقادم اینه که  شکست عشقی    وجود نداره .

و عشق  یک پیروزی ست  .  یک پیروزی بی ریسک – شکست .

و  اونچه تحت عنوان شکست عشقی ازش نام برده میشه در واقع   خسارت احساسی ست که در نتیجه ی عدم تطابق  مطلوب  و مطلب،   در ذهنی بوجود میاد که چیدمانی فانتزی از واقعیت رو در نتیجه ی تصادم با فضای واقعی  از دست میده  و بنیان خیال و فرضش از موضوعی که میتونه فرد و شخص مورد نظرش باشه  یا هر مطلبی فرو میریزه  پس در نتیجه  ی این آسیب متحمل خسارت حسی و احساسی میشه

پس  عشق جز برندگی نداره چون حس بی نظیر انسانی ست ،  که در  هیج زمانی قابل حمل بر هیچ ظرفیتی نیست جز  ظرفیت وجود انسان ؛ و امانتی ست الهی که خداوند عالم برای ایجاد این ظرفیت در انسان  به خودش تبریک گفته .

سوال سوم : آیا این موضوع حقیقت داره یا نه ؟

خیر گفتم که معتقد نیستم که عشق شکست داشته باشه

حس خسران و خسارت احساسی ، چیزی ست که برای همه اتفاق می افته  واز جمله برای من  و اما در مورد این ترانه باید بگم  ازلاع و اعتنا به اونچه در پیرامون یک شاعر،  نویسنده ، بازیگر، و در کل یک هنرمند میگذره ، محرکی ست که پاسخش میتونه  خلق یک اثر باشه ؛ با درجه ی توجه و حساسیت و کشفی که ذهن هنرمند داره  که معمولا بیش از ظرفیت اعتنای مردم عادی ست  یک شاعر یک نویسنده یک موزیسین میتونه تاثیر بپذیره  الهام بگیره و خودش رو در  عین اون موقعیت  جاگذاری کنه و از اون زاویه ی خاص  حرف بزنه با مخاطبش

خیلی از ترانه ها همینطور خلق میشن  واز جمله این ترانه

 

سوال بعدی : مضامین شعریت از چه حسی لبریز شده است؟

مضامین شعری  من  از حسی لبریزه که از عامل محرک  در هر حیطه میپذیرم بقول سهراب سپهری عزیز : حمله ی واژه به فک شاعر

معمولا  جوششی ست که بسیاری از اوقات انتخاب در اون  جایی نداره و بلکه انتخاب میکنند  واژگان و مضامین که از کدوم ذهن بگذرند و توسط کدام بیان و زبان تصویر بشن .

اغلب اوقات اینطوره برای شخص من

البته توانایی انتخاب مضمون و نگارش بر طبق اون رو دارم  اما به وضوح  فرق دارند با آثار ی که جوششی   خلق میشوند .

 

سوال بعدی : با توجه به اینکه یک شاعر ترانه سرا هستی، چقدر سعی می کنی تا حس و حال دختران در اثارت منعکس کنی؟

واما اینکه چقدر سعی میکنم که حس و حال زنانه رو در آثارم منتقل کنم

من فکر میکنم اثری که حاصل جوشش حس و کنش ذهن و اندیشه هست  جنسیت پذیر به معنی دقیق عبارت نیست .

یعنی ذهن ازآبشخور خودش که باورهاش هست و حس از آبشخور خودش که ادراکاتش هست  تغذیه میکنه . و از کوزه همان برون تراود که دراوست .

اگر حس واندیشه ی  من  از باورهایی تغذیه کنه که منو به عنوان یک موجود درجه ی دو  ببینه یک اسیر  یک مجبور  یک محکوم  خب طبیعتا  همین ها بازتاب در گفتارم خواهد داشت حالا یا  واضح

یا کمی مستتر و پنهان .

اما میبینم امروزه بسیاری از دختران و عموما  زنان  شاید بنوعی احساس اسارت میکنند در آثارشون دقت میکنم پیداست حس رهایی و آزادگی ندارند  که در این مورد من فکر میکنم باید جنسیت رو کنار زد  اسارت افراد انسانی دختر یا  پسر مرد یا زن ؛ باورهای اونهاست ودر فکر اونها تایید گرفته  .

من تا اونجایی که تونستم و میتونم با اقدامات روشن و صریح در حیطه ی عملی  در بین دوستان و معاشرانم سعی کردم خارج از  اسارت فکری رفتار کنم  و خارج از  جنسیت  و در ق

لمرو گستره ی  انسانی  مسائل رو ببینم   حسم و ادراکم  اگرچه ناگزیر  تحت تجربه هایی از تمایل  زنانه است اما عمدا  یا فقط از زوایای زنانگی هرگز به چیزی  چشم نگشوده یا نبسته ام . در کلیت آثارم  اما خب برای اینکه  عمدا از دید زنانه صحبت کنم هم توانایی و ید طولایی دارم

ولی اگر منظورتون به تصویر کشیدن مصائب زنانه است  یا زبان گله گشودن از آنچه بر این نیمه از وجود انسانی گذشته ..بله باید بگم به اینگونه موارد هم پرداخته ام .

اما اصولا در نشان دادن ضعفها و قوتها جنسیت رو نمیپذیرم و جالبه بدونین که در روز مرد پیام تبریکی دریافت کردم که فلانی  روز مرد رو بهت تبریک میگم که از خیلی مردا   مردتری  ! خیلی برام جالب بود و تبریکی بود بیاد ماندنی .

این خودش نشون میده که درعمل وارزیابی عملا جنسیت شاید یک نقابی بیش نیست که گاهی ضعفها زیر نقاب مردانه و گاهی قوتها زیر نقاب زن بودن  مغفول و پنهان می مانند .

 

سوال بعدی : دلمان می خواهد حالا از تحصیلات و تجربیاتت بگویی؟

 

تحصیلات من  کارشناسی ارشد در رشته ی زبان و ادبیات فارسی ست افتخار داشتم شاگردی اساتیدی چون  جناب دکتر  زرین کوب  جناب دکتر سجادی جناب دکتر فروهر  جناب دکتر بهروز ثروتیان جناب گلشن کردستانی جناب دکتر بقایی رو داشته باشم .

در مورد تجربیات کاری  تدریس در مقاطع دبیرستان راهنمایی  دانشگاه  داشته ام  و بسیار هم معلم محبوبی بوده ام  .

فعلا صاحب امتیاز و مدیریت  سایت آکادمی ترانه رو بعهده دارم با بیش از پنجهزارو صدو هشتاد کاربر . در این حیطه دست به اقداماتی زدم که تسهیلاتی برای تولید اثر موسیقی توسط همیاری دوستان ترانه سرا و آهنگساز فراهم بشود  ناظر بر فعالیت گروه کانال اینستاگرام وکانال سایت آکادمی ترانه هستم  . هر یکهفته در میون جمعه عصرها جلسات حضوری نقد ترانه و شعر خوانی داریم که با مدیریت بنده و اجرای جناب رضا معظمی  اداره میشه هم به لحاظ کمی و هم کیفی بسیار جلسات پرباری ست و در حال حاضر بیش از یک هفته هست که کانون ادبی نیستان رو بنیانگذاری کردیم و اولین جلسه ش بزودی جمعه ی همین هفته  در منطقه ی هشت شهرداری برپا خواهد شد با حضور بزرگان ترانه  شعر  موسیقی

 

در بخش موسیقی و ترانه ی کودک فعالیت رو شروع کردیم و امیدواربه خلق آثار ماندگار هستیم در این حیطه

در بخش زبان فارسی هم  متد آموزش زبان محاوره ی فارسی به غیر فارسی زبانان رو در دست انجام و خاتمه داریم که هرکدوم از این فعالیتها که روزو شبمونو گرفتند محتاج وقت مجزایی هستند که کم وکیف شون رو برای دوستان مفصلا توضیح بدهم .

در سایت هم بزودی زود  بخش ترانه ی ملل رو با ورود ترانه و ترانه سراهای فرانسوی آغاز خواهیم کرد .

 

سوال بعدی : خوب حالا نوبت می رسد به مشکلات؟

واما مشکلات   عمده ی مشکلات ما در حیطه ی فرهنگ  انتظار پایین متولیان امر از خودشونه در فراهم کردن بستر مناسب برای فعالیت ها.

در قرن بیست و یکم زندگی کردن و با تفکر قرن ششم   موارد فرهنگی رو اداره کردن ؛ در یک کلام .. گله ی ماست.

 

در حیطه ی اجرایی اونچه که باید دیده بشه دیده نمیشود که اعم از توانایی ها پتانسیل ها و استعدادهای انسانی هنرمندان است

واونچه نباید دیده بشه دیده میشود که اعم از  جیب و  توان مالی و دور یا نزدیک بودن به منابع ذی نفوذ هست

 

متولی امر برای الفت دادن و همیار کردن  استعدادها و تولید ثروت فرهنگی و مالی  در این مملکت نداریم متاسفانه  .

سازو کاری سیستماتیک که هدفمند هر واخد استعداد انسانی رو به مجموعه ی واحدهای هم سطح پیوند بدهد و اونها رو آماده ی  برداشتن گامی کند که چنان  رودخانه از حیطه ی تجربیات مفید گذر کنند و به دریای بیکران ماندگاری و دارایی بپیوندند.

درحیطه ی فرهنگ و ادب  دلسوز  نداریم  . دستبوس  داریم بدردمان نمیاید .

 

و این مشکل؛  مشکل عظیمی که درست میکند  متاسفانه  نا امیدی ست  عدم خودباوری جوانهاست به اینکه میتوانند ثروت تلقی شوند و ثرت بیافرینند .

واین عدم باور متاسفانه یعنی نسل کشی فرهنگی . مغولیسم  فکری .

که صد البته عملا جلوی این امر با بوجودآوردن فضای همیاری و همکاری و الفت دربین دوستان و کاربران سایت آکادمی ترانه ؛ تمام قد ایستاده ایم و شبانه روز  سه وعده  امید تزریق و تجویز میکنیم و تاثیرش رو   هم به چشم میبینیم .

 

در پایان خوشحالی خودمو از فرصتی که  ایجاد کردید برای این گفتگو اعلام میکنم و سپاسگزار هستم از حضورتون براتون در حیطه ی خبر واطلاع رسانی آرزوی موفقیت و فرصتهای طلایی رو دارم

ممنون و روز خوش .

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی