×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۳ مهر - ۱۳۹۷  
it is true
true
true
داستان های طنز نودژی

داستان های طنز نودژی این داستان واقعی هست ترجمه برای کسانی که زبان شیرین نودژی را خوب بلد نیستند داستان از این قرار است که در گوشه ایی از اتاق نشسته بودم وداشتم فکر می کردم که چطور می توانم پولدار شوم زنم را گول بزنم وطلاهاشو ببرم عینک افتابی بزنم و راننده خط بشم خلاصه با این فکر ها شب رو به صب رساندم وشب طلاهای زنم را دزدیم وعازم سفر شدم خط نگه دار ترمینال نودژ راننده را صدا زد وبا راننده که اسمش اسماعیل ۲۰۶بود رفتیم وبا هزار بدبختی طلاهای رو فروختم  وادامه شو خودتون گوش کنید حتما می فهمید زیاد سخت نیست ….

 

 

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی