×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۵ آبان - ۱۳۹۷  
it is true
true
true
زندگینامه مصطفی آزاد شاعر منوجان

نودژنیوز:در سال ۱۳۴۰ هجری شمسی در روستای سر رأس منوجان در خانواده ای روستایی پسری متولد شد که بهترین نام یعنی مصطفی را بر او نهادند او در آغوش مادری که سالها منتظر فرزند پسری بود دیده به جهان گشود و بعد از او فرزند دیگری نصیب آن مادر نشد. سالهای خردسالی را همراه با خانواده در کوهپایه های روستای سررأس منوجان گذراند و از محبت پدر و مادر سیراب می گردید و بهره میگرفت و درس زندگی می آموخت. در آن سالها در روستای سررأس و خیلی از روستاهای دیگر منوجان مدرسه وجود نداشت و فقط یک دبستان در دهنو و یک دبستان در نودژ مرکزی به تعلیم علم ودانش مشغول بودند. به همین دلیل وقتی مصطفی شش ساله شد از خانواده جدا و او را در منزل یکی از افراد سرشناس نودژ بنام عبدالرسول رهبر و حاج حسین رهبر سکونت داده تا تحصیلات ابتدائی را در نودژ سپری نماید.
سالهای پر مشقتی بود زیرا هر بعد از ظهر پنجشنبه که مدرسه تعطیل میشد از نودژ به اتفاق سایر دانش آموزان سررأسی که در نودژ درس می خواندند پیاده به سررأس می آمد و روز جمعه را با خانواده می گذراند و بامدادان هر روز شنبه قبل از اذان صبح همراه با خروس خوان اولی باید خانواده و آغوش گرم مادر را در آن شب های سرد زمستانی آن سالها ترک می گفت و مجددا” پیاده عازم نود‍ژ می شدند. داستان مدرسه رفتن خود را به نظم در آورده و بنام (( پُرتُزُک)) با گویش محلی کهنوجی – منوجانی مشهور است. بعد از دوران ابتدائی باز هم بدلیل عدم وجود مدارس راهنمایی را در رودان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان مقیم بندرعباس گردید دوران تحصیلات دبیرستان او با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران تظاهراتهای خیابانی مردم دلیر تداخل داشت و همواره در صف اول حرکت های مردمی دیده شده است . برای اخذ مدرک پایانی دبیرستان تا سال ۱۳۵۹ در بندرعباس هم تحصیل و هم تدریس در کلاسهای پیکار با بیسوادی ان زمان مشغول بود که با تأسیس نهضت سواد آموزی کهنوج در سال ۶۰-۱۳۵۹ کوله بار بربست و در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی به شهر کهنوج آمد.
از تاریخ ۱/۴/۱۳۶۰ در واحد آموزش نهضت سواد آموزی مشغول بکار شد. مدتها به عنوان یکی از اعضای شورای سرپرستی به خدمت مشغول و مسئولیت واحد آموزشی نهضت سواد آموزی را نیز بر عهده داشت و کارهای پذیرش و گزینشی آموزشیاران را نیز انجام می داده است . از سال ۱۳۷۰ به بعد در پستهای آمار و بودجه و نیروی انسانی با نهضت سواد آموزی همکاری می کرد. در سال ۸۱-۸۰ در کنکور سراسری دانشگاه جامع شرکت که در دانشگاه جامع علمی کاربردی شیراز قبول شد و مقطع کاردانی را در دانشگاه جامع شیراز با موفقیت گذراند. در همین سال یعنی ۸۲-۸۱ از جانب مدیر کل نهضت سواد آموزی استان کرمان بعنوان مسئول نهضت سواد آموزی شهرستان منوجان منصوب گردید و به مدت یکسال انجام وظیفه می کرد. بدلیل ناراحتی قلبی به کهنوج برگشت و در یکی از بیمارستانهای (شفا) کرمان توسط دکتر خدارحمی تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت و چهارتا رگ از رگهای قلب او را که مسدود شده بودند پیوند زد. مصطفی آزادی بعد از ۲۵ سال خدمت در نهضت سواد آموزی عاقبت به آموزش و پرورش پیوست و بعنوان مدیر یکی از مدارس ابتدائی کهنوج به خدمات دولتی خویش ادامه می داد تا اینکه به تقاضای خودش در مورخه ۱/۸/۸۸ در حالیکه قریب ۲۹ سال خدمت دولتی در کهنوج کرده بود بازنشست گردید . ایشان از سال ۱۳۶۰ تا کنون ۱۳۸۸ هجری شمسی در کهنوج مقیم و سکونت دارد. مصطفی فقط کارمند و معلم نبوده اند و در همین سالها بعنوان یکی از اعضای فعال انجمن شعر و ادب و نیز عضو انجمن اهل قلم کهنوج و منوجان بوده اند و در جشنواره های شعر همواره شعرشان جزو برترین ها و برگزیدگان بوده است و در این رستا قریب پنجاه لوح تقدیر از سوی فرمانداران و مسئولین و جشنواره ها به ایشان اهداء گردیده است و شعر ایشان زینت بخش روزنامه های محلی و استانی بوده است . روزنامه های کرمانشهر – سبزواران – امید کرمان –نیایش – کمنزیل و رودبارزمین از اشعار ایشان بیشتر به چاپ رسانده اند. ایشان همواره مورد توجه مسئولین بوده و هست و در مناسبتهای مختلف از وجود ایشان برای شندیدن اشعارشان مردم کهنوج و منوجان و قلعه گنج بهره مند شده اند در جشنواره گویش محلی و طنز استان که به میزبانی کهنوج برگزار شد شعر ایشان آنچنان مورد توجه و تشویق حاضران و داوران قرار گرفت که شعر (( پُرتُزُک )) ایشان رتبه ی مقام اول جشنوراه را بدست آورد.
مصطفی آزادی مانند سایر جوانان آن روز اقدام به ازدواج زود هنگام نود. در نیمه ی دوم اسفند ماه ۱۳۵۸ هنگامیکه دبیرستانهای بندرعباس بدلیل آشوبهای خیابانی مجاهدین خلق یا بهتر بگویم همان منافقین ضد خلق نیمه تعطیل بودند از مدرسه به سررأس آمد در سن ۱۸ سالگی با یکی از خویشاوندان ازداواج کرد. محصول این ازدواج سه پسر و یک دختر می باشد. پسر بزرگ او ان شاء الله دیماه سالجاری ۸۸ در رشته ی مهندسی کشاورزی دانشگاه ملی فارغ التحصیلمی شود تنها دخترشان در رشته حقوق دانشگاه پیام نور مشغول تحصیل است. و دو فرزند دیگرش پشت کنکوری هستند ناگفته نماند که یکی از فرزندان ایشان بنام محمد آزادی نقاش هستند و خود از نزدیک تابلوهای نقاشی او را به نظاره نشستیم. مصطفی آزادی می گرید: حالا که باز نشسته شده ام ان شاء الله در نظر دارم ابتدا یک مجموعه شعر و یک مجموعه داستان اساطیری به چاپ برسانم و نسبت به ویرایش و چاپ کتاب خلاصه ای از تاریخ ایران در یک کتاب از ایلامیان تا جمهوری اسلامی که قبلا” گردآوری و آماده نموده است اقدام نماید. وقتی از ایشان سوال کردیم از چه سالی ، در کجا و چگونه به دنیای شاعری پیوستید و از چه سالی بطور تخصصی به سرودن شعر پرداختید یطور مفصل توضیح دادند و گفتندکه: اولین شعری که گفتم یادم نیست ولی خوب یادم هست در دوران تحصیلات ابتدایی بود در جواب شعر طنزی که محمد آزادی نوه ی دایی ام که او هم در شعر مهارتی دارد در مورد من سروده بود، سه بیت طنز مثنوی درباره شکم او که خیلی بزرگ شده بود سرودم که تلافی کرده باشم دوران راهنمایی و دبیرستان گاها” وسوسه ی شعر گفتی می شدم و شعر می ساختم. وقتی که جنگ تحمیلی بر علیه ایران شروع شد برای اولین شهدای کهنوج و منوجان بویژه برای شهید خلیل آزادی اشعاری سرودم در آن سالها متوجه استعداد و ذوق عر خود شده بودم بمناسبت های مختلف شعر می ساختم و در جشنواره ها و شب شعرهای عر شرکت می کردم ولی شعری نمی خواندم و کسی هم از شعر گفتن من اطلاعی نداشت فقط آقایان، برادران دانشور مطلع ودند که من دستی در شعر دارم. تا انکه در سال ۷۶-۷۵ جشنواره ای تحت عنوان شعر ولایی در کهنوج برگزار شد و بنده هم مانند مردم دیگر در آن جشنواره که در سینما شوباد کهنوج برگزار ود شرکت کردم و به دقت به شعر شاعران که توسط مجری آقای عبدالحمید دانشور برای قرائت شعرشان دعوت می کرد توجه و نقد وبررسی می کردم. در همان جشنواره بود که متوجه شدم شعر خیلی از آن شاعران خیلی برتری به شعر بنده ندارد و خیلی از اشعار از هیچ نعتی بهره ای نبرده بودند و پیش خودم گفتم من هم می توانم البته در همان جشنواره آقای عبدالحمید دانشور اسمی از منو و آقای آذر نسب برد و گفت که در آینده شاهد اشعار خوب این دو خواهیم بود. در آن شب بود تصمیم گرفتم بور جدی و مستمر در انجمن شعر کهنوج شرکت کنم. اولین شعری که در انجمن شعر قرائت کردم بمناسبت میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها با عنوان فاطمه بود. از آن تاریخ در همه ی جلسات شعر در انجمن شعر کهنوج و جیرفت و جشنواره های استانی شرکت داشته و دارم. آقای مصطفی آزادی یکی از چهره های فرهنگی شاخص جنوب استان و کرمان و اکنون عضو انجمن شعر و ادب و اهل قلم شهر شوباد و منوجان است. دو مجموعه شعر بنام های تحفه ی بیچارگان و بارغم ها که اشعار ولایی است آماده چاپ دارد و در حال حاضر علاوه بر سرودای شعر به نو شتن داستانهای کوتاه و اساطیری (افسانه های جنوب کرمان ) مشغول است و نسبت به گردآوری و تدوین خلاصه ای از تاریخ ایران در یک کتاب از ایلامیان تا کنون زحمات زیادی متحمل شده اند و همچنین درباره ی مردان نامدار کهنوج و منوجان و قلعه گنج و رودبار و فاریاب تحقیق و پژوهش و در حال جمع آوری مطالب است که در آینده بنام (( مردان نامدار)) به چاپ برسد ناگفته نماند که ایشان از صدای خوش برخوردارند و از همان دوران کودکی از کلاس دوم و سوم دبستان همواره در مجالس ومراسم وعزاداری نوحه خوانی و تعزیه خوانی شرکت می کرده اند و مدت ۲۵ سال است که در مراسم و مجالس تعزیه خوانی نودژ و سررأس زبانحال حضرت زنینب سلام الله علیها را می خواند و ایفای نقش می کند و به قول خودش:
عاشقم برخصلت و خوی حسین نشنوم بویی مگر بوی حسین

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی