×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۷ مهر - ۱۳۹۹  
it is true
true
true
سورگ

در زبان هندی گلستانش می خوانند اما اگر خودمان باشیم منظورمان همان شوره زار است….

چندی پیش با دوستان عزم آن کردیم که سفری داشته باشیم به سورگ .. اما این بار نه برای رفتن به جنگل و در آوردن سوتاله نه برای گرفتن کونزیل(kavanzil) نه برای درو و نه برای در آوردن کلالنگ ….. این بار فقط رفتیم تا نگوییم که خیلی وقت است نرفته ایم ….

اما این منطقه ی به ظاهر بکر و به نام ،بایر… بر خلاف نامش که شوره زاری بیش نیست دیر زمانی نبوده است که محلی برای تفرج و و مکانی برای کشاورزی و حتی کاشت محصولی چون برنج بوده است . !!! تعجب نکنید … بله منظورم همین برنج است که قوت لا یموتمان شده است…

آری اکنون آنچه میبینید چیزی جز بیابان نیست اما…. این دیار پیر روزگاری داشته است با مردمانش سرگذشتی داشته است با خود و ساکنانش ….

در نزدیکی همین منطقه روستای خالی از سکنه ای می بینی که دهنو نام داشت که مردمانی خاکی و زلال چون خودش داشت …این روستا هم با سورگ مرده است .. ساکنانش به شهرکی جدید رفته اند که بجگانش نام نهاده اند … شاید از کودکی اگر بپرسی نداند دهنو کجاست و هیچ تعلق خاطری به آن نداشته باشد….. دیری نبود که با پدر میرفتیم به سورگ برای کاشت گندم دیم و چه محصولی آن هم بدون آبیاری …. این لطف خدا بود که سورگ جان داشت…

از جنگل برایت بگویم .. آنجا که آنرا گوازی میگفتند اکنون اگر نیک بنگری تنه های بی شاخ و برگی میبینی که آخرین نفس خود را میکشند … این درختان سالیان دراز بود که سر از خاک بر آورده بودند … و بر بلندای آسمان قد برافراشته و بر پهنای زمین سایه افکنده بودند اما اکنون جز تنه ای در حال جان ددن از آنها نمیبینی……

علتش را بشتر خشکسالی میدانند .. اما .فارغ از خشکسالی موجودی دو پا به نام انسان وجودش بی تاثیر نبوده است.. آنجا که این درختان تنومند کهور و کرت را میبینی که با تبر ریزه ریزه شده اند چه پرسشی برایت می ماند؟ خشکالی؟؟!!!!!

آری فقدان علف و مرتع برای چرای دام و کم کاری منابع طبیعی منطقه این بلا را سر جنگل گوازی آورده است…

از سمسیلش برایت بگویم که این بوته شور چه بسیار است در این جنگل به ظاهر شوره زار بوته ای که نبودش مزه ای به جازگ نمی بخشد…..

از جازگش که قبلا گفته ایم ……بسیار خوش طعم و…..

نوبت به چیل میرسد آنجا که دریاچه ای بود مملو از آب … تالابی بود برای پرندگانی چون مرغ دریایی… تیتووک ….غازها … و حتی درنا….آری این گونه منطقه ی بکری داشتیم.. آنجا که خاطرات بزگترها صحنه ای چون تالاب های زیبای شمال کشور را در ذهنمان پدیدار می سازد… چرای دام ها و شترها و اسبان در کنار چیل …آب تنی مرغان و پرندگان … و شنای کودکان…. چیزی جز حسرت برایم نمیگذارد…سخت است تحمل این همه خاطره پر باد رفته …

کلالنگ….(همان قارچ امروزی را میگویم) چیزی که در فصل زیبای زمستان ارمغانی بود برای سفره های پر برکتمان او هم در غم سورگ خود را در زیر خاک مدفون کرده است تا نبیند دست بی رحم روزگار را…………

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی