×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۱۰ مهر - ۱۳۹۹  
it is true
true
true
شب نهم محرم و حجله نو دامادی قاسم ومراسم سینه زنی نودژ /تصاویر

شب نهم محرم و حجله نو دامادی قاسم ومراسم سینه زنی نودژ برگزار شد واما روال تعزیه در نودژ از شب اول تا روزنهم وشب دامادی قاسم بدین صورت میباشدبا فرا رسیدن ماه محرم سراسر بخش آسمینون نودژ غرق در عزا و ماتم میشود و در مساجد و تکایا مجالس عزادارى برپا می گردد. در شهرنودژ با فرا رسیدن ماه محرم مردم جهت انجام عزادارى و روضه‏ خوانى پول جمع‏ آورى مینمایند. کسانى که سرمایه‏اى دارند و باغ و ملک خود را وقف امام علیه‏السلام و خدا نموده‏اند شخصا مبادرت به امر عزادارى و روضه ‏خوانى مینمایند.

قبل از انجام مراسم روضه‏ خوانى ملایى بر فراز مسجد می ‏رود و «چاووشى» می‏خواند. «چاووشى خوانى» نشان دهنده این است که در فلان مسجد روضه‏ خوانى است و مردم مکلف هستند در آنجا حضور بهم رسانند.

در نودژ با شروع ماه محرم سوگواران حسینى با به راه انداختن حسینیه‏ ها، سوگ خود را آغاز میکنند و با رسم‏هایى چون علم گردانى، جریده گردانى، نوحه‏ خوانى، تعزیه و سینه ‏زنى به شیوه‏ هاى محلى، عزادارى خود را شکل مى‏دهند.

در روز تاسوعا مراسم تعزیه برگزار می ‏شود و پس از آن مراسم تشیع جنازه نمادین و حمل حجله برگزار می شود. براى این منظور تا ظهر تابوت و حجله‏اى چوبى را در بیرون شهر در حسینیه آماده می‏کنند و با پارچه‏اى سفید پوشانده و با گل و آئینه و خلخال تزئین می‏کنند.

پس از اتمام تعزیه عزاداران تابوت‏ها را بر دوش نهاده و حرکت مى‏کنند و به سوى حسینیه‏ ها مى‏روند. مردانى که تابوت را بر دوش دارند، در راه آنرا به شیوه‏اى ویژه مى‏تکانند و هم ریتم دهل و ساز مى‏شوند. با صداى ساز و دهل، در نزدیکى حسینیه «حجله» را از اندرونى بیرون آورده و تا درگاه حسینیه پیش مى‏آورند.

با ورود تابوت، حجله نیز به رقص در مى‏آید، هر دو، رو به رو شده و به گرد هم مى‏چرخند و همه عزاداران بر گرد حجله و تابوت جمع مى‏شوند. در پایان مراسم، دایره‏هاى عزادارى مردم شکل مى‏گیرند تا سینه بزنند و سوگ بخوانند.

اواخر شب، تعزیه «حنابندان قاسم علیه‏السلام» اجرا مى‏شود و حجله در خیمه‏ گاه قاسم بن حسن علیه‏السلام قرار مى‏گیرد و در نیمه‏ هاى شب و در اواخر تعزیه، زنان نیازمند، سینى‏هاى خالى خود را پیش مى‏آورند و در برابر حجله و شبیه قاسم بن حسن علیه‏السلام قرار مى‏دهند تا با دست خود، آنها را متبرک سازند.

واما تصاویر مبوط به حجله گردانی قاسم وسینه زنی

 

120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 140 141 142 143 144

 

false
true
true
true
  1. جانم فدای علی و فرزندان علی

    سلام به تمامی عزاداران حسینی و با آرزوی قبولی همه عزاداریها.
    در مورد مسائل کربلا تحرفات و دروغ های بسیاری وارد شده است. یکی از همین تحریفات روضه عروسی حضرت قاسم است که آیت الله مطهری در کتاب حماسه حسینی فصل اول کاملا توضیح می دهد.
    بیایید با شناخت صحیح و درست از امام حسین در راه ایشان قدم بر داریم.

  2. جانم فدای علی و فرزندان علی

    در شب عاشورا امام علیه السلام اصحابش را در خیمه عند قرب الماء (۱) یا
    نزدیک آن خیمه جمع کرد و آن خطابه بسیار معروف شب عاشورا را به آنها
    القاء کرد که نمی‏خواهم آن را به تفصیل نقل کنم . در این خطبه امام بطور
    خلاصه به آنها می‏گوید شما آزاد هستید . امام نمی‏خواسته کسی رو دربایستی‏
    داشته باشد و خودش را مجبور ببیند ، حتی کسی خیال کند که به حکم بیعت‏
    لازم است بماند . لذا می‏گوید همه شما را آزاد کردم ، همه یارانم ،
    خاندانم ، برادرانم ، فرزندانم ، برادرزاده‏هایم . اینها جز به شخص من به‏
    کس دیگری کار ندارند ، شب تاریک است و از این تاریکی شب استفاده‏
    کنید و بروید و آنها هم قطعا با شما کاری ندارند . در اول هم از اینها
    تجلیل می‏کند و می‏گوید منتهای رضایت را از شما دارم ، اصحابی بهتر از
    اصحاب خودم سراغ ندارم ، اهل بیتی بهتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم .
    اما همه آنها بطور دسته جمعی می‏گویند آقا چنین چیزی مگر ممکن است ،
    جواب پیغمبر را چه بدهیم ، وفا کجا رفت ، انسانیت کجا رفت ، محبت‏
    کجا رفت ، عاطفه کجا رفت ؟ و آن سخنان پر شوری که آنجا گفتند که واقعا
    دل سنگ را کباب می‏کند ، یعنی انسان را به هیجان می‏آورد . یکی می‏گوید
    مگر یک جان هم ارزش این حرفها را دارد که کسی بخواهد فدای شخصی مثل تو
    کند ، ای کاشهفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏کردم . آن یکی‏
    می‏گوید هزار بار ، دیگری می‏گوید ای کاش امکان داشت جانم را فدای تو کنم‏
    ، بعد بدنم را آتش بزنند ، خاکسترش کنند ، آنگاه خاکسترش را بباد دهند
    و دوباره مرا زنده کنند و باز . . . اول کسی که به سخن آمد برادرش‏
    ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم . همینکه این سخنان را گفتند ، امام‏
    مطلب را عوض کرد و از حقایق فردا قضایائی را گفت . به آنها خبر کشته‏
    شدن را داد که همه آنها درست مثل یک مژده بزرگ تلقی کردند . همین‏
    جوانی که این قدر به او ظلم می‏کنیم و آرزوی او را دامادی می‏دانیم …

    • admin

      با تشکر از شما دوست عزیز

  3. آسمان

    در شب عاشورا امام علیه السلام اصحابش را در خیمه عند قرب الماء (۱) یا
    نزدیک آن خیمه جمع کرد و آن خطابه بسیار معروف شب عاشورا را به آنها
    القاء کرد که نمی‏خواهم آن را به تفصیل نقل کنم . در این خطبه امام بطور
    خلاصه به آنها می‏گوید شما آزاد هستید . امام نمی‏خواسته کسی رو دربایستی‏
    داشته باشد و خودش را مجبور ببیند ، حتی کسی خیال کند که به حکم بیعت‏
    لازم است بماند . لذا می‏گوید همه شما را آزاد کردم ، همه یارانم ،
    خاندانم ، برادرانم ، فرزندانم ، برادرزاده‏هایم . اینها جز به شخص من به‏
    کس دیگری کار ندارند ، شب تاریک است و از این تاریکی شب استفاده‏
    کنید و بروید و آنها هم قطعا با شما کاری ندارند . در اول هم از اینها
    تجلیل می‏کند و می‏گوید منتهای رضایت را از شما دارم ، اصحابی بهتر از
    اصحاب خودم سراغ ندارم ، اهل بیتی بهتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم .
    اما همه آنها بطور دسته جمعی می‏گویند آقا چنین چیزی مگر ممکن است ،
    جواب پیغمبر را چه بدهیم ، وفا کجا رفت ، انسانیت کجا رفت ، محبت‏
    کجا رفت ، عاطفه کجا رفت ؟ و آن سخنان پر شوری که آنجا گفتند که واقعا
    دل سنگ را کباب می‏کند ، یعنی انسان را به هیجان می‏آورد . یکی می‏گوید
    مگر یک جان هم ارزش این حرفها را دارد که کسی بخواهد فدای شخصی مثل تو
    کند ، ای کاش هفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏کردم . آن یکی‏
    می‏گوید هزار بار ، دیگری می‏گوید ای کاش امکان داشت جانم را فدای تو کنم‏
    ، بعد بدنم را آتش بزنند ، خاکسترش کنند ، آنگاه خاکسترش را بباد دهند
    و دوباره مرا زنده کنند و باز . . . اول کسی که به سخن آمد برادرش‏
    ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم . همینکه این سخنان را گفتند ، امام‏
    مطلب را عوض کرد و از حقایق فردا قضایائی را گفت . به آنها خبر کشته‏
    شدن را داد که همه آنها درست مثل یک مژده بزرگ تلقی کردند . همین‏
    جوانی که این قدر به او ظلم می‏کنیم و آرزوی او را دامادی می‏دانیم …

    • admin

      با تشکر

  4. علی

    سؤالی‏ کرد که در حقیقت خودش گفته است که آرزوی من چیست ؟ وقتی که جمعی از مردان در مجلسی اجتماع می‏کنند ، یک بچه سیزده ساله در جمع آنها شرکت‏ نمی‏کند ، پشت سر مردان می‏نشیند .
    مثل اینکه این جوان پشت سر اصحاب نشسته بود و مرتب سر می‏کشید که‏
    دیگران چه می‏گویند . وقتی که امام فرمود همه شما کشته می‏شوید ، این طفل‏ با خودش فکر کرد که آیا شامل من هم خواهد شد یا نه ؟ آخر من بچه هستم‏شاید مقصود آقا این است که بزرگان کشته می‏شوند و من هنوز صغیرم . لذا رو کرد به آقا و عرض کرد : و انا فی من یقتل ؟ آیا من هم جزء کشته شدگان‏ هستم یا نیستم ؟
    حالا ببینید آرزو چیست ؟ امام فرمود اول من از تو یک‏ سؤال می‏کنم ، جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را می دهم . من اینطور فکر می‏کنم که آقا این سؤال را مخصوصا کرد ، می‏خواست این سؤال و جواب پیش‏ بیاید تا مردم آینده فکر نکنند که این جوان ندانسته و نفهمیده خودش را به کشتن داد ، و
    نگویند این جوان در آرزوی دامادی بود ، دیگر برایش حجله درست نکنند ،
    جنایت نکنند . لذا آقا فرمود که اول من سؤال می‏کنم : « کیف الموت‏
    عندک » پسرکم ، فرزند برادرم ، اول بگو که مردن و کشته شدن در ذائقه تو
    چه مزه‏ای دارد ؟ فورا گفت : « احلی من العسل » ، از عسل شیرینتر است .
    اگر از ذائقه می‏پرسی ، که مرگ از عسل در ذائقه من شیرینتر است . یعنی‏
    برای من آرزوئی شیرینتر از این آرزو وجود ندارد . منظره چقدر تکان دهنده‏
    است ! اینهاست که این حادثه را یک حادثه بزرگ تاریخی کرده و ما باید
    این حادثه را زنده نگه داریم . چون دیگر حسینی پیدا خواهد شد و نه قاسم‏
    بن الحسنی . این است که این مقدار ارزش می‏دهد نه که بعد از چهارده قرن‏
    اگر یک چنین حسینیه‏ای ( ۱ ) بنامشان بسازیم کاری نکرده‏ایم . و گرنه‏
    آرزوی دامادی داشتن که وقت صرف کردن نمی‏خواهد ، پول صرف کردن نمی‏خواهد
    ، حسینیه ساختن نمی‏خواهد ، سخنرانی نمی‏خواهد . ولی اینها جوهره انسانیت‏
    هستند ، مصداق « انی جاعل فی الارض خلیفه »( ۲ ) هستند ، اینها بالاتر از
    فرشته هستند . امام بعد از گرفتن این جواب فرمود : فرزند برادرم تو هم‏
    کشته می‏شوی ، « بعد ان تبلو ببلاء عظیم » اما جان دادن تو با دیگران خیلی‏
    متفاوت است و گرفتاری بسیار شدیدی پیدا می‏کنی …

    • admin

      ممنون علی جان

      • admin

        ممنون از احساس شما

  5. حسن

    عاشورا پس از آنکه با اصرار زیاد اجازه رفتن به میدان را گرفت ، از
    آنجا که بچه است ، زرهی متناسب با اندام او وجود ندارد ، کلاه خود
    مناسب با سر او وجود ندارد ، اسلحه و چکمه مناسب با اندام او وجود
    ندارد ، نوشته‏اند عمامه‏ای به سرگذاشته بود کانه فلقه القمر (۱) همین قدر
    نوشته‏اند بقدری این بچه زیبا بود که دشمن گفت مثل یک پاره ماه است .
    بر فرس تندرو هر که تو را دید گفت
    برگ گل سرخ را باد کجا می‏برد
    راوی گفت دیدم بند یکی از کفشهایش باز است و یادم نمی‏رود که پای‏
    چپش هم بود . از اینجا معلوم می‏شود چکمه پایش نبوده است . نوشته‏اند که‏
    امام کنار خیمه ایستاده و لجام اسبش در دستش بود . معلوم بود منتظر
    است ، که یک مرتبه فریادی شنید . نوشته‏اند امام به سرعت یک باز شکاری‏
    روی اسب پرید و حمله کرد . آن فریاد ، فریاد یا عماه قاسم بن الحسن بود
    . آقا وقتی به بالین این جوان رسید در حدود دویست نفر دور این بچه را
    گرفته بودند . امام حمله کرد آنها فرار کردند و یکی از دشمنان که از اسب‏
    پائین آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا کند ، خودش در زیر پای‏
    اسب رفقای خود پایمال شد . آن کسی را که می‏گویند در روز عاشورا در حالی‏
    که زنده بود زیر سم اسبها پایمال شد ، یکی از دشمنان بود نه حضرت قاسم . بهر حال‏
    حضرت وقتی به بالین قاسم رسیدند که گرد و غبار زیاد بود و کسی نمی‏فهمید
    قضیه از چه قرار است . وقتی که این گرد و غبارها نشست ، یک وقت دیدند
    که آقا بر بالین قاسم نشسته و سر قاسم را به دامن گرفته است . این جمله‏
    را از آقا شنیدند که فرمود : « یعز و الله علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک‏
    او یجیبک فلا ینفعک صوته » ( ۱ ) برادرزاده ! خیلی بر عموی تو سخت است‏
    که تو او را بخوانی ، نتواند تو را اجابت کند ، یا اجابت بکند ، اما
    نتواند برای تو کاری انجام بدهد . در همین حال بود که یک وقت فریادی از
    این جوان بلند شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد .
    خدایا عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما . ما را به حقایق اسلام‏
    آشنا کن .
    این جهلها و این نادانیها را به کرم و لطف خودت از ما دور بگردان .
    توفیق عمل و خلوص نیت به همه ما عنایت بفرما .
    حاجات مشروعه ما را بر آور . اموات همه ما را ببخش و بیامرز .
    لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم .
    و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین .

    • admin

      ممنون حسن جان

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی