×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۳۰ تیر - ۱۳۹۷  
it is true
true
true
شهرستان منوجان در نگاهی کلی

منوجان با ۴ هزار و ۸۷ کیلومترمربع وسعت در جنوب غربی استان کرمان قرار دارد و در متون و اسناد قدیمی از آن بهنام های مینوجان ومینوقان نام برده شده استصنایع دستی این منطقه حصیر بافی وخوس بافی است۹۸ درصد مردممنوجان به کشاورزی و دامداری می پردازند و غیر از زبان فارسی، نوعی گویش محلی منوجانی وبلوچی و گویشی به لهجهبندرعباسی در منطقه رایج استقلعه منوجان، سد بتنی دستـگرد، شاه اشرف و بی بی طیبه نیز ازگردشگاه های اینشهرستان هستند.

مَنوجان شهری است در استان کرمان. این شهر مرکز شهرستان منوجان در این استان است. جمعیت منوجان بنا بر سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، برابر ۱۲۵۸۷ نفر است.

این شهر دارای یک دژ تاریخی دیدنی است. کمبود آب از مهم‌ترین مشکلات شهرستان منوجان است.

«عبدالله بن احمد مقدسی»، جهانگرد و جغرافی‌نویس عرب سده چهارم هجری، در کتاب «احسن التفاسیم فی معرفه الاقالیم» منوجان را دیاری آباد معرفی کرده که مردم شهرهای دیگر برای گردش به آن‌جا می‌روند و نوشته‌است: «منوقان خود، در دو سوی دره خشک کلان جای دارد که یکی گویین و دیگری زامان نام دارد و در میان آن دو دژ جامعی همانند هست.»

اماکن مذهبی منوجان عبارتند از: شاه اشرف و بی‌بی طیبه (خواهر امام رضا)، امام‌زاده حضرت عباس و امام‌زاده شاه سلطان سیف الدین، که قدمتشان به چند صد سال قبل بر می‌گردد. شهرک امام خمینی یکی از قدیمی ترین محله های این شهرستان است که در حاشیه ی رودخانه جلال آباد قدیم قرار دارد که مردم ان همیشه در خطر سیل هستند رود خانه ی جلال اباد یکی از بزرگترین و عظیم ترین رود خانه های فصلی شهرستان است که چشم انداز زیبایی دراد .    موقعیت وحدود ووسعت منوجان
ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ م‍ن‍وج‍‍ان‌ در ف‍‍اص‍ل‍ه‌ ۴۰۰ کی‍ل‍وم‍ت‍ر‌ی‌ ج‍ن‍وب‌ غربی ک‍رم‍‍ان‌ ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‍ه‌ و در دشتی گرم و مرطوب و نسبتا وسیع واقع شده است. این شهرستان در ارتفاع ۳۴۲ متر از سطح دریا و با بیشینه و کمینه ی دمایی بین ۵۰ و ۳- درجه ی سانتیگراد واقع شده است. این شهرستان با وسعتی بالغ بر ۷۰۰۰ کیلومتر مربع از جنوب و غرب با شهرستان رودان در استان هرمزگان، از شمال با شهرستان کهنوج و شرق با شهرستان قلعه گنج همسایه می باشد.  محصولات آن مرکبات،گندم، جو، خرما، کنجد، سیب زمینی و سایر محصولات صیفی در آن کشت می گردد. سطح زیر کشت محصولات باغی به حدود ۷۵۰۰ هکتار و زراعی هم به ۶۵۵۰ هکتار بالغ می شود.

جاذبه های گردشگری :

طبیعت وباغهای زیبای روضه ی ارم

آبگرم بی بی

زیارت شاه اشرف

قلعه ی تاریخی منوجان

مناطق دهنه ی ناییز

 مردم منوجان با لهجه آهنگین بندری صحبت می کنند.

موقعیت وحدودووسعت بعضی از روستاهای مهم شهرستان منوجان

قلعه

دهستان :از دهستانهای بخش منوجان شهرستان کهنوج ومرکز آن ده قلعه میباشد . در غرب شهرستان قلعه واقع شده است . واز شمال به دهستان دهکهان از جنوب به دهستان کشمیران ونور آباد از شرق به دهستان قلعه گنج واز غرب به دهستان نودژ واستان هرمزگان محدود می شود. این دهستان دارای ۱۱۶آبادی است که ۶۳آبادی آن دارای سکنه می باشد . ۴۱۲۱خانوار و ۲۴۲۵۱نفرجمعیت رادارا می باشد .

نودژ

دهستان :از دهستانهای بخش منوجان ومرکز آن ده نودژ است از شمال به دهستان بجگان از جنوب به دهستان قلعه از شرق به دهستان ده کهان وقلعه واز غرب به دهستان هرمزگان محدود است .

دارای ۵۶آبادی که ۲۲آبادی آن دارای سکنه است . ۱۵۰۲خانوار و۸۰۳۴نفر جمعیت میباشد .

ده

مختصات آن ۱۸و۲۷،طول وعرض جغرافیایی آن ۲۰و۵۷وارتفاع آن از سطح دریا ۳۰۰متر است دارای ۱۶۰خانوار و۸۳۰نفر جمعیت ودارای برق آب لوله کشی راه آسفالته دبستان وراهنمایی است .

نور آباد

ازتوابع شهر منوجان ومرکز آن ده نور آباد است از شمال به دهستان پا قلعه از جنوب به استان هرمزگان از شرق به دهستان کشمیران واز غرب به استان هرمزگان محدود می باشد . دارای ۲۶آبادی ۵آبادی آن دارای سکنه می باشد ۳۵۱خانوار و۱۸۲۷نفر جمعیت دارد .

ده نور آباد :دارای طول وعرض جغرافیایی ۲۴و۲۷،۲۸و۵۷وارتفاع آن از سطح دریا ۴۲۰متر است . مرکز دهستان نور آباد است ودر شمال آبادی رضا آباد وجنوب آبادی لطف آباد قرار گرفته است .

بجگان

دهستان : از توابع بخش منوجان شهرستان کهنوج است این دهستان در شمال شرقی بخش منوجان قرار گرفته است واز شمال به دهستان حومه از بخش مرکزی از جنوب به دهستان نودژاز شرق به دهستان ده کهان واز غرب به استان هرمزگان محدود است . این دهستان دارای ۵۶آبادی است که ۱۶آبادی آن دارای سکنه است تعداد خانوار آن ۱۰۳۰وجمعیت آن ۵۴۸۸نفر است .

 ده : دارای طول وعرض جغرافیایی ۱۸و۲۷،۲۰و۵۷وارتفاع آن از سطح دریا ۳۱۰متر می باشد . مرکز دهستان بجگان است در شمال آبادی نودژوشرق آبادی بارگاه قرار گرفته است . تعداد خانوار آن ۱۷۰وجمعیت آن ۸۵۳نفر می باشد . دارای برق ،آب لوله کشی ،راه آسفالته ،دبستان وراهنمایی است . 

زمین شناسی وتوپو گرافی شهرستان های کهنوج ومنوجان وقلعه گنج

زمین شناسی : منطقه کهنوج ،منوجان در فرونشست های میان کوهی بخش شرقی هامون جازموریان وبر روی لایه ای از واحد های پلیستوسن مربوط به دوره کواترنر از دوران سنوزوئیکمی باشد .

این نهشته های کواتر نری در نواحی کوهستانی منوجان وجود دارد . این مواد را می توان به سه گروه قدیمی ،جوان وعصر حاضر تقسیم کرد که نهشته های منطقه کهنوج از نوع جوان می باشد وشامل ریگ ،ماسه وتخته سنگهای پراکنده می باشد که در آن لایه های عدسی شکل نازک ووسیع ناشی از عمل رسوبات در اثر تخلیه دوره ای آب ناشی از باران ویا ذوب برفها دانست . منطقه منوجان در بین رشته کوههای جبال بارز در شمال وکوههای خبر سروستان وبشاگرد که در جنوب قرار گرفته است ومجموعه بجگان ،عمده مجموعه شکل دهنده منطقه بوده است . این مجموعه توسط گسلی معکوس که جهتی شرقی داشته ونسبت به گسل جیرفت که در امتداد جنوبی واقع شده است از مجموعه جدا می گردد در شرق گسل جیرفت ودر جنوب کهنوج ودشت کردی بیرون زدگی های فرعی این مجموعه توسط گابروهای بازی بند زیارت مورد هجوم قرار گرفته است . دگرگونی در سنگ های مختلف مجموعه بجگان از نظر ترکیب سنگ شناسی واز نظر مراحل ودرجات دگرگونی تغییراتی را نشان می دهد .

به طور کلی سازنده های این منطقه مربوط به دوران مزوزوئیک وسنوزوئیک می باشد ودر ارتفاعات این منطقه به دلیل وجود حرکت های تکنوئیک وبوجود آمدن درزها وشکاف ها وگسل های متعدد شکسته ودر هم پیچیده شده اند وگدازه های آذرین از طریق این شکاف ها وگسل ها به اشکال گوناگون در درون این سنگها تزریق وباعث دگرگونی وتغییر شیب طبقاط شده اند . در شرق منطقه مجموعه بند زیارت که بخش وسیع وگسترده ای را به نام ارتفاعات کلاتومی در پوشش خود گرفته اند . مجموعهای از سنگهای بازی مانن گابرو که دارای شکافها وگسل های متعددی با امتداد شمال غربی  جنوب شرقی است . نقش عمده ای را در هدایت آبهای باران به درون سفره های زیر زمینی ایفا می کنند . شهر منوجان بر روی لایه سطحی نازکی از رسوبات آبرفتی قرار گرفته است این رسوبات آبرفتی ریز دانه بوده وعملاً گل ولای می باشند . این طبقات از ریزترین سنگها بوده ودامنه  های آنها تا ۶۰میکرون قطر دارند . این سنگ ها ازنوع سنگ های ناپیوسته بوده ولایه نازکی را در سطح زمین به وجود آورده اند .

لایه ها مربوط به دوره کواترنری واز جوان ترین لایه های پوسته زمین می باشند . که عملاًدر دره ها وبین ارتفاعات واقع شده اند . اراضی کوهستانی منوجان نیز با لایه ای از پلکان های آبرفتی پوشیده شده که از انواع قلوه سنگریگ شن وماسه وتخته سنکها می باشند . ارتفاعات منطقه شامل کوههای نسبتاً مرتفع سنگی وصخره های فرسایش یافته با دره های متعدد بوده که عمدتاًاز سنگ های آذرین آهکی ودگر گونی تشکیل شده است.

از طرفی بعضی از لرزه های منطقه زیاد شده است . بر اساس مطالعات آبوت . آمبوسینروملویل درسالهای ۱۳۶۱-۱۲۳۴چندین زمین لرزه با شدت ۸ریشتر در ناحیه بین کهنوج ومنوجان به مختصات ۲۷شمالی و۵۷شرقی به وقوع پیوسته که کانون زمین لرزه بوده است .

ودر تمامی گزارشات از زمین لرزه های بزرگ در امان بوده چرا که قبل از سالهای اخیر اصولاًمنطقه منوجان حالت شهریت وحتی مجموعه ای قابل توجهی نبوده وکلیه افراد ساکن در منطقه دارای منازل موقتی «کپر»بوده اند ولذاخسارتی متوجه آنها نمی شده است واین خود در احتمال عدم ثبت زمین لرزه های اتفاق افتاده بی تاثیر نمی باشند .

توپوگرافی وژئومور فولوژی منطقه کهنوج ،منوجان وقلعه گنج

شهرستان منوجان در آخرین منطقه محدوده ناهمواریهای معروف رشته مرکزی ایران قرار گرفته است . محدوده منوجان با وسعت۲۸۷۵کیلومتر مربع شامل ۱۴۲۷کیلومتر مربع دشت «۵۱درصد»ومابقی ارتفاعات وکوهستان بوده است . دشت منوجان در قالب دشتی نسبتاً وسیع ومسطح به وسیله رشته کوههای مختلفی محصور گردیده است . اراضی دشت در دامنه ها به اراضی سنگ ریزه دار تا درشت ودر گود ترین قسمت های دشت به صورت اراضی سنگین وشور می باشد . واراضی پوشیده از شن های روان وریگ زار در قسمت های شرقی دیده می شود . ارتفاعات شمالی وشرقی منوجان این دشت را از محدوده دشت رودبار قلعه گنج جدا کرده است در محدوده دشتی منوجان به سمت کهنوج به اراضی عاری از پوشش گیاهی اغلب با قشر خاکی شنی وسبک تا سنگلاخی برخورد می کنیم . در محدوده دشت کهنوج بارگاه وقبل از منوجان در بعضی موارد به اراضی دارای شرایط مناسب برخورد می شود که فرسایش آبی با وجود ناچیز بودن میزان نزولات جوی بسیار شدید است ،وبالاخره دشت مسطح وهموار منوجان پیش روی می آید . حداکثر ارتفاع دشت منوجان ۵۰۰وحداقل ۳۰۰متر است . از طرفی اراضی کوهستانی منطقه با لایه ای از پلکان های آبرفتی پوشیده اند که از انواع قلوه سنگ ،ریگ،شن وماسه وتخته سنگ می باشند. مجموعه بجگان عمده مجموعه شکل دهنده منطقه را شامل می گردد . این مجموعه توسط گسلی معکوس شکل گرفته استونسبت به گسل جیرفت که امتداد جنوبی داشته از مجموعه «در انار »جدا می گردد.

کوههای مهم منطقه عبارتند از :

۱  کوه زرد از رشته کوه مرکزی ایران با ارتفاع ۵۲۵متر در ۲کیلومتری غرب شهر منوجان

۲  کوه مولانیاز رشته کوه مرکزی ایران با ارتفاع ۷۲۵متر ودر ۶کیلومتری شمال غرب شهر منوجان

۳  کوه گلک از رشته کوه مرکزی ایران با ارتفاع ۶۴۰متر ودر ۶کیلومتری جنوب شرقی شهر منوجان

۴  کوه آب تلخو از رشته کوه مرکزی ایران با ارتفاع ۸۳۰متر ودر ۶۰کیلومتری جنوب غربی کهنوج

 

خاک شناسی

بر اساس نقشه رز یابی خاکها وقابلیت اراضی استان کرمان ،محدوده شهرستان منوجان دارای انواع ارتفاعات دارای کوه های نسبتاًکوتاه وبریده بریده متشکل از مارن گچی ودر بعضی از قسمت ها دارای سنگ های گچی بوده اند .

تکتونیک ولرزه خیزی

به استناد نقشه پهنه بندی خطر نسبی زمین لرزه استان کرمان ،این منطقه در پهنه ای با خطر متوسط واقع شده است . بر این اساس به استناد داده های نگاشته شده در محدوده وپیرامون آن تعدادی گسل اصلی ولرزا دیده می شود .

گسل کهنوج با راستای شمالی  جنوبی وبه طول ۷۵ کیلومتر در شمال شرقی وجنوب کهنوج واقع شده است .  این گسل رسوبات آبرفتی کواترنر ناحیه را بریده ودشت کهنوج را به صورت راست بریده وجابجا کرده است ودر نتیجه از جمله گسل های جنبان ولرزا می باشد ،ولی تاکنون داده های لرزه خیزی مستقیمی از آن در دست نمی باشد . گسل سلیمانی با راستای شمالی وجنوبی وبه طول ۳۰کیلومتر در غرب گسل کهنوج قرار گرفته است وداده های زمین ساختی قابل اعتمادی از این گسل در دست نیست .

آب وهوا

آب وهوای منوجان گرم ونیمه مرطوب که در تابستان تا ۵۲درجه سانتی گراد می رسد اما شبها نسیم خنک دارد . میزان بارندگی آن کم است.

بادها

باد لوار : باد گرم وسوزانی که در تابستان از سمت شمال ومغرب می وزد .

شوباد : نسیم خنکی که در شب می وزد .

باد استون : بادی که  همراه با طوفان شدید ؛گرد وخاک ؛باران پراکنده و رعد وبرق باشد.

 محصولات کشاورزی منوجان

سطح زیر کشت محصولات زراعی این هشرستان در سال ۱۳۸۲برابر با ۱۰/۲از اراضی زراعی استان راشامل می شود.

شرایط اقلیمی ووضعیت خاک وآب این شهرستان به گونه ای است که امکان کشت جالیز در غیر فصل وجود دارد ومحصول نو برانه با قیمت مناسب به فروش می رسد . از این محصولات زراعی سبزی جات وصیفی جات وغلات به ویژه گوجه فرنگی ،پیاز،وسیب زمینی اقتصادی ترین محصولات می باشند .

از عمده ترین محصولات باغی این شهرستان مرکبات وخرما می باشد.

دامپروری

دامپروری روستایی (در مجاورت مزارع کشاورزی ،دامپروری عشایری (بین ایلات وعشایر مناطق جیرفت ،کهنوج ،بافت وشهر بابک )ودامپروری به شیوه علمی (در مجاورت شهرهای بزرگ )در استان رایج است .

نوع نژاد حاکم گوسفند بلوچی ونژاد حاکم بز راینی وتالی در استان می باشند .

علاوه بر دامهای گوسفند ،بزوگاو به طور پراکنده رایج است . همچنین مرغداری به صورت سنتی متداول است .

۲ – تاریخچه روستا

 نام روستا ووجه تسمیه منوجان

مورخین اطلاق نامهای منوقان ومینو جهان رادر مورد منوجان فعلی بارها ذکر نموده اند . در جغرافیای تاریخی کرمان در این مورد آمده است :در ۵۰کیلومتری جنوب ولاشگرد (کلاشگرد) شهر مهم وتاریخی منوقان است که همان منوجان امروزی است .

منوجان که به آن مینو جهان نیز می گفته اند ،از دوکلمه مینو وجهان به معنای «بهشت جهان» ترکیب یافته است . اطلاق این نام به دلیل وفور باغات مرکبات ونخلستان های سرسبز این دشت (منوجان )بوده است که آن را به بهشت جهان تشبیه نموده اند .

به روایتی دیگر کلمه منوقان (ریشه ای مغولی داشته که به معنای سرزمین خونی نیز اطلاق می شود.

چگونگی پیدایش وقدمت تاریخی

شهرمنوجان از جمله مراکزی است که دارای سابقه تاریخی معتبری بوده ودر کتب تاریخی وجغرافیایی که توسط جغرافی دانان مسلمان تالیف گردیده از آن نام برده شده است ،چنین به نظر می رسد که اهمیت این نقطه در گذشته بیش از امروز بوده است .

مقدسی در قرن چهارم هجری در خصوص ایالت کرمان چنین می گوید :منوقان دارد که مردمان برای دیدارش بار سفر بندند …

در کتاب البلدان به سال ۲۷۸هجری چنین نوشته شده :شهر بزرگ کرمان سیرجان است وآن شهری است استوار وشهرها وقلاع آن عبارتست از میمند ، خناب ، کوهستان ، کرستان، طمعکان، سروستان، قلعه بم ومنوجان .

در منابع تاریخی از این نقطه تحت عنوان منوجان یا منوقان یا منوغان نام برده می شود .

آنچه مسلم است منوجان در قرون سوم وچهارم هجری از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است . یکی به دلیل تولیدات آن از جمله خرما ودیگری به دلیل موقعیت استقراری آن بوده که برسر راه بندر مهم هرمز در نزدیکی میناب فعلی قرار داشته است . به مرور زمان از اهمیت منطقه منوجان کاسته شده تاجایی که در فارس نامه ناصری از منوجان به عنوان یک قریه نام برده شده است یا در فرهنگ جغرافیایی کشور که درسال ۱۳۳۰هجری شمسی تدوین گردیده تحت عنوان مرکز دهستان معرفی گردیده است .

در کتاب جغرافیای کرمان درباره ی منوجان چنین آمده : مینوجهان که مخفف آنرا منوجان می گویند از قلاع محکم وقدیمه آنجاست که درزمان ساسانیان ساخته شده است . منوجان در راستای شمال شرقی استان هرمزگان واقع گردیده وشاید به همین علت آن را مینوجهان نامیده اند نام این شهر را درابتدا گوگجر می گفته اند . به اظهار بعضی از مطلعین محلی نام منوجان گرفته شده از نام دختر یکی از سلاطین ساسانی به نام مینو می باشد که حادثه مرگ این دختر در سقوط از قلعه مشهور این محل وشیون پدر برمرگ فرزند ونام نهادن منوجان رابر شهر ذکر می کنند . به هر حال نام منوجان وموجودیت شهری بزرگ وقدیمی در این محل محرز ومستدل می باشد .

یکی از آثار تاریخی به جا مانده در شهر منوجان می توان به قلعه منوجان اشاره نمود . این قلعه بر فراز تپه ای خاکی در مرکز شهر منوجان واقع گردیده است .

به مرور زمان قسمت های اصلی وعمده این قلعه تخریب گردیده وتنها یک برج مدور از آن باقی مانده است . نام یکی از محلات شهر منوجان گرفته شده از نام این قلعه ،به نام محله قلعه شهرت دارد .

قدمت تاریخی منوجان را با قلعه های گلاشگرد وارگ تاریخی بم هم زمان دانست اند . در تاریخ کرمان نیز این طور آمده :در دوران حکومت ارغون شاه مغول وبنا به دستور سلطان جلال الدین پادشاه قراختایی کرمان برای محافظت این ایالت ،قبایلی از جرمان واوغان به این ایالت آمده ودر آنجا ساکن شده وبه تدریج قدرت یافتند .

این قبایل از طوایف مغول بودند که در دوران حکومت شاه شجاع علیه او شورش کردند ،وعساکر نصرت ماثر را جمع آوری فرموده وبه جهت انتقام عصاده جرمان واوغان به جیرفت گسیل کرد . امرای عاصی خبر یافتند وهمگی در بلوک رودبار مجتمع شده وبلوک منوجان را که از قلاع محکمه ایالت کرمان بود محکمه کردند ، مدت مقابله سه ماه امتداد یافت وقلعه منوجان مفتوح نگردید ،اما بسیاری از مردم جرمان واوغان را که در آن کوهستان مشهور به کوهشهری منزل داشتند غارت کردند . الحاصل بعد از رسل ورسائل وسعی مولانا عبد العزیز شیخ الاسلام کرمان روسای طایفه جرمان واوغانی از قلعه منوجان بیرون آمده به حضور شاه شجاع مشرف گردیده ونوازش یافتند .

از دیگر آثار تاریخی شهر منوجان ،زیارتگاه شاه فخار می باشد . که در داخل شهر منوجان قرار دارد وساختمان قدیمی آن ترکیبی از خشت ،آجر وگل بنا شده است.سقف این زیارتگاه گنبدی شکل بوده وبدون متعلقات می باشد در داخل یکی از اطاق های این زیارتگاه قبری قرار دارد که متعلق به شاه فخاری می باشد . عقیده بر آن است که وی یکی از نوادگان امام موسی ابن جعفر بوده که به تاریخ ۳۶۰هجری قمری می زیسته است .

 

 

گذشته روستا بر اساس اسناد ومدارک

منوجان

آبادی قدیم :یاقوت می نویسد «منوجان شهری است در کرمان » منوجان رابه دورهی ساسانی نسبت می دهند. در متون قدیم نام این محل به صورتهای منوقان ،منوکان،منوگان ،مینوجهان،به معنی بهشت جهان می دانند . که مخففاًمنوجان یادر عربی منوقان ومنوکان به کار رفته است . مقدسی آنرااز شهرهای جیرفت دانسته ومی نویسد «منوقان بصره کرمان است واز آنجا خواربار خراسان از جمله خرمای نیک فراهم می شود »لسترنج در تایید سخن مقدسی می نویسد :«مقصود او ازاین وصف بیان اهمیت تجارتی آن شهر است ». که البته باید گفت سخن مقدسی صحیح بوده است زیرا منوجان در شمال شرقی بندر هرمز قرار داشته وبندر هرمز بندر مهمی بوده است . بازار ومسجدی که مقدسی ازآنها یادکرده ازمیان رفته اما قلعه هنوز پا برجاست .

به قول وزیری :«سلاطین بعضی از مقصرین رابه این قلعه می فرستادند ». اصطخری نیز در کتاب خود از منوجان نام برده است ودر ذکر مسافت میان جیرفت تا هرمز از «نهرزنگان »تامنوجان را یک منزل واز منوجان تا هرمز را دو منزل می نویسد . وابن حوقل می نویسد «از ابهرزگان تا منوجان یک منزل واز منوجان تاهرمز دو منزل ». در حدود العالم در ذکر منوکان چنین نوشته است :«شهرکهایی اند خرد وبزرگ واز این شهرها نیل وزیره ونیشکر خیزد واینجا پانید کنند وطعامشان گاورس است وایشان را خرمای بسیار است ورسم ایشان را چنان است که هر خرمایی که از درخت بیفتد ،خداوند آن درخت برندارد .  

حوادث ووقایع تاریخی

تعیین تاریخ وقدمت این مناطق کاری دشوار وشگرف است.تاریخ این منطقه به قبل از اسلام ومیلاد می رسد که در جای جای تاریخ شواهدی از اقوام ساکن در این مناطق بدست می آید. آثار بدست آمده ازتمدن  این منطقه نشانگر قدمت بیش از پنج هزار سال را نشان میدهد . در اینجا به دلیل نبودن منابع منابع ؛ما تاریخ این منطقه را از حیث جغرافیای تاریخی که جز نواحی غربی مکران ونواحی جنوبی کرمان ورودبار زمین بوده است مورد بررسی قرار میدهیم . برای روشن شدن این واقعیت محدوده ی مکران را به نقل از جغرافیای سیاسی کیهان بیان می کنیم. مکران از شمال محدود به سراوان وبمپور ؛از جنوب به بحر عمان ؛از مشرق به باهو کلات و از مغرب به بشاگرد منتهی می باشد .

عبور اسکندر از جازموریان

اسکندر حد فاصل هندوستان وجازموریان را شصت شبانه روز طی نمود ویک چهارم سپاه یکصد وبیست هزار نفری او بر اثر گرمی ونامساعد بودن هوا وفرو ماندن در شن های روان و عوامل دیگر تلف شدند . پس از این مدت به گدروزا رسیده است . بی شک آبادی وفراوانی معیشت دراین منطقه توانایی توقف دو ماهه ی اینچنین سپاه عظیمی را تامین می کرده است .

خلافت اعراب در مکران

مکران یعنی جنوب بلوچستان در اواخر خلافت عمر دستخوش تهاجم عرب گردید . سرداران محلی را بکشتند تا به کنار سند رسیدند . از جمله غنایمی که پیش عمر آوردند یک زنجیر فیل بود . دشواریهای نسبی ارضی وفقر ناحیه تا چند دهه اعراب را از تاخت وتاز در این ناحیه باز داشت . به گفته صحار عبدی که یک پنجم سهم خلیفه از غنایم مکران را به بغداد برای عمر آورد ؛به او خبر داد که این ناحیه هیچ جذابیتی ندارد که سپاهیان اسلام خود را در آنجا درگیر سازند . همچنین به موجب این داستان به خلیفه می گوید آنجا مکران آب اندک ریزد ؛میوه ها بر درختان بلند آویزان است . دزد آن دلیر است اگر سپاهی اندک به آنجا رود ره نیستی گیرد چون بسیار شود از گرسنگی بمیرد از این رو عثمان تا زنده بود سپاهی به مکران وبلوچستان نفرستاد .

فرمانروایی وحکومت غزها

ملک دینار غز پس از تصرف کرمان؛بم ونرماشیر موفق شد حاکم جیرفت را که حاضر به اطاعت نبود مطیع سازد . وی قبل از تصرف هرمز ؛قلعه گنج ومنوجان را محاصره کرد وغنایم زیادی تصاحب نمود . اموال بیشماری را آتش زد ؛پس از فتح آنجا را به دست شحنه ی جیرفت سپرد وبا گرفتن مالیاتهای معوقه واموال فراوان به جیرفت وکرمان بازگشت .

حکومت آل مظفر ودرگیری با طوایف مغول

دو طایفه بزرگ مغول که به نام های اوغانی وجرمانی برای حفظ سر حدات قراختاییان وارد کرمان شدند ومنطقه جیرفت ورودبار را قشلاق خود قرار دادند . اراضی وقلعه های مستحکمی را در اختیار گرفتند . در زمان سلطنت امیر مبارزالدین طوایف اوغان و جرمان با اتحاد طوایف یاغی وبا استفاده از موقعیت های طبیعی ؛جنگل ها ؛قلعه ها وشرکت دادن زنان در جنگ توانستند سپاه امیر مبارزالدین را شکست دهند . بعد از برکنار شدن امیر مبارزالدین پسرش شاه شجاع برای تسلط ونفوذ بر طوایف اوغان ؛جرمان وسایر طوایف یاغی در رودبار ومنوجان ؛با سپاهی مجهز روانه این مناطق شد .

محاصره قلعه منوجان حدوداً سه ماه به طول انجامید اما به تصرف شاه در نیامد ولی سپاهیانش موفق شدند عده زیادی از مردم اوغان وجرمان را که در کوه شهری قلعه گنج ومنوجان بودند اسیر کنند واموالشان رابه غارت ببرند . چون مدت محاصره ی قلعه منوجان طولانی شد با پادر میانی حاکم کرمان طوایف یاغی حاضر به اطاعت و واگذاری قلعه منوجان به شاه شجاع شدند .

حکومت امیر تیمور      

حاکم اعزامی امیر تیمور به نام ایدکو ؛بلوکات رودبار را شامل جغین ؛گلاشکرد ؛کو شهری ومنوجان را متصرف شد . خیال تصرف تمام جیرفت را در سر داشت ؛پس از آن با لشکر کرمان عازم رودبار شد ؛تا آنجارا تصرف نماید اما شکست خورد وبه کرمان مراجعت کرد . پس از اندک مدتی توانست بر تمام نواحی جنوبی کرمان تا هرمز دست یابد .

۳     – فرهنگ عامیانه                          پرندگان در فرهنگ عامیانه

نام محلی این پرندگان بیشتر بر اساس صدا ورنگ آنهاست .

نام محلی          نام فارسی

سوتَله            قمری خانگی

کَوَنزیل           مرغ جیرفتی

کوری             چکاوک درختی

دُمبیل            لیکو

چَکُر              با قرقره گندمی

زرین بال         قمری معمولی

گونال            کبوتر خاوری  

کُوگ              باقرقره راه راه

سوسک             تیهو

پِتی              پی پت درختی

چُگوک             گنجشک   

باشه             عقاب خاکی

۴ –  اعتقادات

منشاء اعتقادات

در جوامع ابتدایی اعتقاد به ماوراء الطبیعه از مجموعه هایی که زندگی اقتصادی واجتماعی گروه را در بر می گیرد جدا نیست . آنان عقیده داشتند که نیروهای نامریی و ماورایی باعث به وجود آمدن حوادث ؛بیماری ها وناملایمات می شوند .

بدین جهت همیشه سعی داشتند با احتراز وتصرف آنان بتوانند معیشت و آرامش زندگی خود رابه راحتی تامین کنند . از آنجایی که منشاء این نیروهای تهدید کننده برای بشر مشخص نبود خودرا در محیط وحشت زده ای میدید . بنا بر این عامه مردم سعی داشتند با توسل به تقاضا واستغاثه و بکارگیری راه ورسم های مختلف با آنان سر سازش بگیرند . به تدریج جادوگران با اعتقاد به نیروهای نامریی و آزار دهنده مدعی شدند که می توانند ارواح خبیثه را فرمان دهند وبه آنها امر ونهی کنند . به عنوان مثال آنها ادعا داشتند با شلاق زدن می توانند این نیروهارا از اطراف انسان دور کنند ویا اگر اراده کنند می توانند اجنه را برای زیان رساندن دیگران وادار کنند .

امروزه هنوز در بعضی از جوامع روستایی ما اعتقادات با آداب ورسوم زندگی آمیخته شده است . برای ریشه یابی آنها باید تحقیقات مردم شناسی را به صورت اختصاصی وتطبیقی مورد بررسی قرار داد . در اینجا ما سعی داشته ایم اعتقادات را به طور تفکیکی در زمینه خرافات ؛اعتقادات ؛پیشگویی ؛طبابت ها و آداب ورسوم بررسی کنیم .

اعتقادات رایج

– اعتقاد دارند که چشم زخم یا شور چشمی قدرتی دارد که میتواند بسیاری از کارها را از حالت عادی خارج کند وبرای از بین بردن  قدرت آن با ریختن آب دهان برروی فرد یا شیءمورد نظر از قدرت چشم زخم می کاهند ؛برای اینکه چشم زخم زنان بر روی نوزاد اثر نکند نزدیکان آن نوزاد مقداری از موهای خود را بر روی آتش می سوزانند . 

– برای جلوگیری از طوفان وباد شدید پسر یا دختر اول خانه که به او (نودن) می گویند هاونی را به طرف باد می گذارد تا از وزش باد کاسته شود ودر آن هنگام این آواز را می خوانند .   مُ نودنم باد اَبنم   (من بچه اولم باد می بندم )

– برای جلوگیری از زوزه کشیدن شغال یا حیوانی دیگر پسر یا دختر اول خانواده دمپایی چپ خود را وارونه وپا روی آن می گذاردتا از ترس وشر آنها در امان باشند و همچنین برای باطل کردن سحر وجادو به همین ترتیب کفش چپ خود را از پا بیرون می آورند وپا بر روی آن می گذارند تا این که سحر مورد نظر باطل شود .

– گربه کشتن وبه دنبال شغال رفتن را نحس می دانند .

– مو محافظ انسان است وزنان زائو را در مقابل اجنه محافظت می کند .

– خواب دیدن دعوت وبخشش مرده را نحس می پندارند .

– باز شدن در کوزه یا لول وهر چیز استوانه ای به طرف کسی علامت جنگ است .

– هنگام کفن ودفن مرده اگر یکی از اعضائ بدن او کج باشد ؛اعتقاد دارند یکی را به دنبال خود می برد .

– در کتاب گرفتن ودعا گرفتن برای بیشتر بیماری ها مانند چشم زخم و غیره مفید است .

۵- پیشگویی های خرافاتی

— سنگ به سنگ زدن باعث جنگ ودر گیری در آینده می شود و آن را نحس می دانند .

— ناخن های دو نفر به هم ریختن نشان از جنگ ودرگیری است .

— ماست دادن زیاد برای مایه شیر به همسایه باعث کم شدن شیر آن حیوان می شود .

— اگر زن حامله خوراکی راببیند و آن خوراک رابه او ندهند باعث کج بینی چشم بچه ی او می شود .

— پرش عظلانی چشم راست را به فال نیک می گیرند .

— پرش عظلانی چشم چپ را نحس می دانند .

— خارش کف دست چپ نشان از این دارد که کسی در همان حین به بد گویی آن نفر می پردازد .

— سکسکه کردن خبر از این می دهد که کسانی در مورد او صحبت می کنند .

— ته دیگ خوردن دختران وپسران مجرد باعث وزیدن طوفان در روز عروسی آنان می شود .

— خوردن مغز گوسفند برای بچه هایی که ختنه نشده اند مناسب نیست .

— اگر زن باردار در هنگام ماه گرفتگی بدنش را بخاراند بر بدن بچه نشانی یا خالی می اُفتد .

فال دست

بوسیله پیر زنان انجام می شود وبه این شکل است که پیر زن ابتدا چنین نیت می گیرد اگر امر مورد نظر خیر باشد فاصله ی ساعد دست او از آرنج تا سر انگشتان زیاد شود . سپس بادست دیگر آن دست را اندازه می گیرد اگر از دووجب بیشتر شد فال نیک و اگر از دو وجب کمتر شد فال خوب نیست .

۶- طبابت عامیانه

درمان جن زدگی

برای جلوگیری از جن زدگی زنان زائودرکتابی از نزد ملای ده برای محافظت وپاسبانی آنها می گیرند .

درمان جراحت

برای درمان جراحت بیمار را داخل پوست گوسفند وبز می کردند . شیوه ی پوست کردن به این طریق است که بیمار پاهای خود را از انتهای پوست داخل آن می کند . پوست راتا سینه بالا می کشد وبه مدت چند ساعت در پوست می ماند .

درمان سوختگی

سیب و حنا وگیاهانی که طبع سرد دارند بر روی قسمت های سوخته بدن می گذارند .

درمان سرما خوردگی

برای درمان سرما خوردگی از گیاهانی مانند داچینی ؛و ….. استفاده می کنند .

درمان یبوست

برای روانی شکم از گیاهانی مانند چهار ماهنگ ؛میوه درخت کنار وهندوانه ابوجهل وسایر گیاهانی که مسهل هستند استفاده می کنند .

در رفتگی استخوان

برای جا انداختن استخوان ابتدا محل در رفتگی را با آب گرم می شویند و آن را مالش می دهند تا نرم شود ؛سپس با کشیدن قسمت انتهای استخوان یا اعضا ئ آن را جا می اندازند . اگر با این روش جا نیفتد با دست وپا بر آن فشار وارد می کنند تا جا بیفتد .

درمان درد پهلو وسینه

برای درمان درد پهلو ؛گناوه وشیر مومیایی را به اطراف محل درد می مالند .

درمان درد سر

برای رفع درد سر برگ حنا را که طبع سرد دارد می کوبند وبه سر می مالند .

فال گرفتن برای علت بیماری ها

فال گِریزو

یک تکه نمک یا سنگی را به سر نخی می بندند ؛ سر دیگر نخ رابلند می کنند تکه نمک یا سنگ به شکل وزنه بر سر نخ آویزان می شود ؛سپس در دل نیت می گیرند ؛اگر بیماری به زودی بهبود یابد وزنه ثابت واگر بیماری خطرناک ومهم است  وزنه متحرک باشد  . همچنین سایر علت ها را نام می برند ونیت می گیرند که اگر از این علت های مورد نظر است وزنه ثابت واگر نه متحرک باشد .

برای بهبود وضع بیماری نذری را ادا می کنند ویا او را به جاهای مقدس می برند . خانواده هایی که همه ساله به یک مکان مقدس می روند می گویند< قراری> هستند واگر به قرار خود عمل نکنند وکسی از آنها مریض باشد می گویند شکسی هستند .

 درمان پسر خواستن

خانواده هایی که علاقه به فرزند پسر دارند ؛درماههای اول حاملگی زن ؛میوه ای رابه ملا میدهند؛او چند سوره وآیه می خواند وبر آن می دمد ؛سپس زن حامله آن را می خورد واز این جهت اعتقاد آنها به این که فرزندشان پسر شود بیشتر می شود .

درمان چشم زخم

انسانهای معتقد به چشم زخم ؛شیئی ویا کار مورد نظر را با نفس می دمند ؛سپس آب دهان به طرف آن می ریزند که در اصطلاح عامه «تف زدن »ویا «نظر چین »می گویند.

۷- غذاهای سنتی

حلواهای خرما

چنگال:ترکیبی از خرما؛روغن ونان است .

فرآورده های شیر

لچ : شیر جوشانده که داخل کیسه به مدت چندین روز نگهداری می شود .

تُوراک:دوغ ترش که بعد از جوشاندن در ظرفهای مختلف نگهداری می شود .

مَسکَه:روغن حیوانی قبل از جوشاندن که به آن کره می گویند .

گیاهانی صحرایی که از آنها برای غذا خوردن به صورت خام وپخته استفاده می شود.

شُلَک: گیاهی است که بیشتر در کشتزارها می روید وبه صورت پخته مصرف می شود .

پیمازوک: گیاهی است شبیه پیاز که به صورت پخته مصرف می شود .

سُمسیل: گیاهی شور که چاشنی غذاها است وجای سبزی مصرف می شود .

تُرشالک :گیاهی ترش که درزمین های شنی می روید وبه صورت خام مصرف می شود .

انواع نان

تیمُش: نان نازک که روی تابه می پزند .

سیلَک : نان معمولی که روی تابه می پزند.

پَتیری : نانی که روی ریگهای داغ وسنگ می پزند .

کُول سرخ: نانی که با روغن پخته می شود .

تَنِکی : نان معمولی نازک که در تنورهای گلی می پزند .

قُرصَک: نان خمیری ضخیم که داخل تنور می پزند .

۸- سنت ها وآداب ورسوم

آداب تولد

بشر برای آسایش زندگی وراحتی زاد وولد  همیشه به دنبال دور کردن نیروهای مریی ونا مریی که زندگی انسان را مختل کرده اند بوده است وناگزیر آدابی را بر گزیده است که ما در این جا مواردی از آداب تولد این منطقه رابه اختصار آورده ایم.

زندگی ساده وروستایی در شرایط زمانی گذشته علاقه فرزند خواهی خصوصاً پسر را به وجود آورده است . از این جهت زن ومرد از بدو زندگی مشترک با گرفتن دعای چل بر به فکر راحتی زاد وولد بوده اند ؛اگر چه این مسائل غیر علمی است اما برای امید به زندگی موثر بوده است .

– بعد از تولد نوزاد؛اگر زنی ک تازه ازدواج کرده به دیدار او بیاید ؛اول باید چل بر بگیرد وبعد به دیدار او بیاید تا این که چل او به نوزاد نزند (نوزاد قبل از چل نمیرد).

– برای جلوگیری از جن زدگی داسی را زیر سر زائو قرار می دهند تا به وسیله آن از جن وشیاطین در امان باشد .

– غذای زائو بیشتر نبات داغ ؛دوشاب خرما ؛زنجبیل ؛کَلپوره واز این قبیل می باشد .

اگر زنی به دیدار نوزاد آمد وبعد دهان نوزاد قفل شد وشیر نگرفت آن زن را بر می گردانند . تکه ای از چادر او را پاره می کنند وبا آب می شویند وآن آب را به نوزاد می خورانند .

– برای شستن نوزاد ومادرش نه سنگ را در ظرف آبی می اندازند ودعا وصلوات می خوانند وبعد با برگ کُنار آنهارا می شویند .

– از شب اول تا ششم تولد نوزاد اطرافیان و نزدیکان او شب ها برای شب نشینی وخوشگذرانی دور هم جمع می شوند .

آداب ازدواج

خواستگاری

ازدواج این مناطق در گذشته بیشتر درون فامیلی یا درون طایفه ای بودند . برای بیان این مفهوم ضرب المثلی رایج است که می گوید «وصلت با خودی سودا با غریب » وهمچنین بین دو طایفه هنگامی وصلت ایجادمی شد که آن دو طایفه باید در یک طبقه اجتماعی بودند . در مورد انتخاب همسر گاهی دیده می شد که والدین نقش عمده ای ایفا می کردند وآن به چند گونه است . هنگامی که دختری متولد می شد؛کسی که پسر چند ساله ای داشت اورابرای پسر خود ناف بر می کرد.  وهمگامی که پسر به سن بلوغ می رسیدوالدین یکی از دختران فامیل یا همسایه را برای ازدواج با او انتخاب می کردند . اگر ازدواج با مرد غریبه یا مرد بزرگسال باشد ؛مقداری مال برای رضایت پدر دختر می دادند . اگر مادر هدیه ای بگیرد «شیر بها می گویند » اما امروزه دختر وپسر نقش عمده درانتخاب همدیگر را دارند .

دوران نامزدی

   به دلیل پایین بودن سن ازدواج در گذشته دختران در اکثر موارد هنگامی که نامزد خود را می دیدند یا فرار می کردند یا قایم می شدند که به این مسئله «رو گرفتن » می گویند . اگر دوران نامزدی ؛خانواده پسر پارچه یا مقداری لباس به عروس خود هدیه بدهند ؛می گویند جل پج شده است . مدت نامزدی معمولاً تا چندین ماه تا یک سال بیشتر نبود واگر طول می کشید به علت سوگواری بود واما اخیراً دوران نامزدی که از خواستگاری تا شب جشن عروسی می باشد به چندین سال هم می رسد که در این دوران دختر وپسر به فکر خانه و وسایل رفاهی هستند .

عقد کنان

در گذشته در بیشتر موارد هنگام قرائت صیغه عقد زوجین حضور نداشتند و والدین در طی مراسمی مشخصات زوجین را بر روی کاغذ نوشته وبه نیابت از آنها به نزد روحانی عاقد می رفتند و صیغه عقد را می خواندند که به جای عقد بستن می گفتن کاغذ گرفته شد واگر کار به جدایی می کشید ؛می گفتند کاغذ را شسته ایم .

در شب عقد کنان هر دو خانواده عروس وداماد در خانه پدر عروس جمع می شدند ؛گوسفندی می کشتند و یا شربت وشیرینی می دادند وهدیه های مختلفی را به هم می دادند . معمولا ًمراسم عقدی که جدا از جشن عروسی گرفته می شود کمتر به هلهله وشادی می پردازند وبیشتر مراسم را به روز جشن عروسی می گذارند . خرج مراسم عقد وعروسی کاملا بر عهده خانواده داماد می باشد .

بجار (بذل وبخشش)

اجرای این امر بستگی به وضع اجتماعی اقتصادی خانواده داماد دارد . در بعضی خانواده ها فامیلهای آنان چند روز قبل از جشن عروسی هدیه های نقدی وغیر نقدی خود را می دهند . امروزه بیشتر شب جشن عروسی هدایای خود را تحویل می دهند .

روز خوشی

هر دو خانواده به پیش ملای محله میروند . با اعتقادات خاص خود روز خوشی را برای عروس تعیین می کنند .

حِجله رفتن عروس

چند روز قبل از جشن وشادی عروس به حجله ای که برای او مشخص کرده اندمی رود و اجازه بیرون رفتن از محیط خانه را ندارد ونزدیکان او را تنها نمی گذارند تا اینکه به منظور اجرای مراسمی از حجله بیرون بیاید .

جُل بُرُن

یک روز قبل از جشن عروسی اعضای خانواده و فامیل داماد که بیشتر زن هستند لباسها ؛پارچه ها وطلاها را در صندوقی می گذارند وبا هلهله وشادی به خانه عروس می برند ودر آنجا خیاط چادر ولباس عروس را می دوزد .

حنا بندان

یک شب قبل از عروسی خانواده داماد وفامیلهای آن مقداری حنا در ظرفی خیس کرده وبا هلهله وشادی به خانواده عروس می روند . در آنجا دستان وپاهای عروس وداماد را حنا می بندند ودر آن حال ترانه هایی می خوانند :

امشب حناش می بنم (می بندم)                ور دست وپاش می بنم (می بندم )

اگر      حنا           نباشه                      شمش طلاش می بنم (می بندم )

ما  حنا  را  تر   می کنیم                       ما  شیری  (داماد )  شر   می کنیم

حمام رفتن عروس

صبح روز عروسی زنان فامیل با هلهله وشادی عروس را به حمام می برند . دور سر او دستمال می چرخانند ومی خوانند :

شونه  زن  ای  شونه  زن                          شونه  به  مویش  بزن

کال (تار) مویش کم نبو (نباشد )               دل شیری(داماد ) قهر اَبو

سر تراشیدن

عصر روز عروسی اعضای فامیل دو طرف با مهمانانی که ظهر در خانه داماد پذیرایی شده اند . دامادرا بر روی چهار پایه ای می نشانند . سلمانی موهای سر وصورت اورا کوتاه می کند در این هنگام زنان دستمالهای خود را به طرف آن تکان می دهند ومی خوانند :

ای  دلاک  سر  تراش                           سر  خوبیش  بِتِراش

این جا که سر می تراشیدند                    نقل ونبات می پاشیدند

حمام رفتن داماد

بعد از سر تراشیدن داماد را به طرف حمام می برند ؛زمانی که داماد به حمام می رود تا بیرون می آید عده ای به رقص وپایکوبی می پردازند

رفتن داماد به خانه عروس

داماد از حمام بیرون می آید . وبا همه میهمانان وتماشاگران راهی خانه پدر عروس می شوند . زمانی که به آنجا می رسند کنیز یا مادر عروس با دود کردن اسفند به استقبال داماد می آید . سپس داماد جلوی خانه عروس در جایگاه مخصوص می نشیند ؛مطرب شروع به دهل زدن می کند در آنجا اقوام داماد به رقص وپایکوبی می پردازند ؛اعضا خانواده داماد شام وشیرینی را در خانواده عروس توزیع می کنند .

رفتن عروس وداماد بر تخت

آخر شب عروسی داماد را به خانه عروس می برند ؛پدر داماد پیش از اینکه عروس وداماد به منزل خود بروند گوسفندی را بر در خانه آنها می کشند و آنها پای راست خود را به خون آن آغشته می کنند تا از هر گزندی در امان باشند . هنگامی که روی تخت نشستند یکی از نزدیکان سر آنها را آرام به هم می کوبد زیرا بر این باورند وقتی سر دو زوج رابه هم بکوبند محبتشان نسبت به هم بیشتر می شود . ودر برابر سختی ها ومشکلات زندگی مقاوم می شوند . دهل زدن ؛گوسفند ذبح کردن ومراسمی که صبح روز بعد در خانه داماد وعروس برگزار می شود پا تختی می گویند . گوسفندی که پای تخت کشته می شود از طرف داماد است  در حالی که عروس را به طرف تخت می برند همه با هم می خوانند:

ور  خیز  ور  خیز ای  صنم                     حالا  مجال  رفتن  است

حالا   که    بُردِن    دختر                        تنها     نشیند     مادر

نالَ  بند  ای  نالَ  بند                            نالَ  به   کفشونی   نَمَند

پاشنه  بند  ای  پاشنه  بند                     پاشنه  بر  کفشهاش  نماند

رقص وپایکوبی

رقص چوب : این رقص در مراسم عروسی سنتی همراه با چوب بازی وپایکوبی می باشد و آن به طوری است که پای کوبان رقاص هر نفر چوبی حدود ۷۵ سانتی متر به دست می گیرند ودایره ای بزرگ تشکیل می دهند . در یک نوای ساز ودهل نصف افراد به نفرات جلوی خود با چوب حمله می کنند و نصف دیگر با چوبی که در دست دارند به دفاع از نفرات پشت سر می پردازند ؛همچنین در نوای بعدی بر عکس عمل می کنند واین حرکت به حالت دورانی ادامه پیدا می کند .  اگر کسی مهارت نداشته باشد باید با جفت خود از میدان خارج شود .

۹ – انواع بازی ها

۱-                                                                                       بازیهای رقابت گروهی            ۲- بازی های رقابت فردی

۱-                                                                                        بازی های رقابت گروهی

رمازا 

   در این بازی که در زمینهای شنی ونرم انجام می شود ؛افراد به دو  گروه تقسیم می شوند . یک گروه به عنوان مهاجم ویک گروه به عنوان مدافع کار دفاع از یک نشانه که به آن آب (یو ) می گو یند برعهده می گیرند . هنگام شروع بازی نفرات با دست راست پای چپ از پشت یا بالعکس گرفته وبا سر وسینه ویک دست دیگر به حریف حمله می کنند . هر کس پای او به زمین برخورد بکند ؛خود به خود از دور بازی حذف می شود . گروهی که مهاج هستند سعی دارند یاران خود را بیشتر به نشانه آب برسانند وگروهی که محافظ هستند ؛سعی در دفاع از آن نشانه ودور کردن حریفان دارند . در پایان نفرات گروه مهاجم که به آب رسیده اند ؛با نفرات گروه محافظ که هنوز در دور بازی هستند سنجیده می شوند . هر گروه که نفرات آن بیشتر باشد برنده است ودور بعد می توانند مهاجم بازی شوند .

 

دارتوپا

وسیله بازی :توپی گرد وکوچک وچوبی که به وسیله آن توپ را به هوا پرتاب می کنند .

محیط بازی : زمینی به اندازه زمین فوتبال یک سر زمین به منزله شروع بازی وسر دیگر زمین به منزله پایان و نشانه آب مشخص می شود .

نحوه تقسیم زمین بازی : داور به طور جداگانه برای هر گروه چندین توپ به هوا پرتاب می کند . هر گروه که توپ بیشتری از هوا بگیرد خط شروع بازی را دراختیار می گیرد . نوع دیگر نحوه تقسیم زمین این است که داور از گروهها می پرسد چه کسی زمین وچه کسی الله (سرخط) را می خواهد . پس از اینکه معلوم شد هر گروه چه می خواهند داور با توپ ضربه ای به توپ می زند ؛سپس فاصله محلی که توپ را پرتاب کرده تا انتها به صورت الله  زمین با چوب می شمارد . آخرین شمارش مخصوص کسی است که آن چیز را قید کرده است .

نحوه بازی : گروهی که سر خط هستند در ابتدا هر کدام دو ضربه به توپ می زنند . اگر گروه مدافع که در میدان بازی هستند توپ را در هوا بگیرندبه سر خط بر می گردند ؛اگر نگرفتند ؛بازی ادامه پیدا می کند ؛زمانی که یکی از بازیکنان سر خط توپ را به هوا می زند ؛بقیه یاران او باید خود را به نقطه آب که قبلاًمشخص شده برسانند وبرگردند و یا بمانند . اگر در مسیر رفتن یا برگشتن از آب حریفان با توپ اورا بزنند آن نفر از دور بازی حذف می شود ؛در صورتی که خود را به سر خط برساند صاحب دوامتیاز دیگر برای ضربه زدن به توپ می شود . اگر بازی کنان سر خط ضربه های خود را بزنند ونتوانند خود را به آب برسانند وبرگردند ؛کل گروه بازنده می شوند و گروهی که در میدان بازی حفاظت آب را بر عهده داشتند دوباره از سر خط بازی را شروع می کنند ؛بازی همچنان ادامه پیدا می کند .

یکی از قوانین بازی این است ک اگر بازیکنی سر نقطه آب باشد در صورتی که حریفان ضربات خود رابزنند و او نتواند بر گردد داور چندین بار توپ را در کنار او به هوا می اندازد تا او با فرار کردن خود را به سر خط برساند ؛اگر در حین فرار او را زدند کل گروه بازنده می شوند وگروه دیگر به سر خط می آیند وبازی همچنان به صورت دورانی ادامه پیدا می کند . اگر اورا نزدند می تواند با زدن ضربات جدید یاران خود را به آب برساند وبرگرداند . از دیگر قوانین بازی این است که اگر یکی از یاران ضربه هوایی بلندی به توپ بزند کسانی که هنوز ضربات اولی خود را نزده اند می توانند دو بار به سر نقطه آب بروند وبرگردند وپس از برگشت نیز می توانند دوضربه اضافه به ضربه ها اولی بزنند که به این ضربه ها «دار» می گویند .

۲- بازی هایی که رقابت آنها فردی است

بازی هایی که رقابت آنها فردی است عبارتند از : مَجولا؛  پَت پَ توکا؛ چوس ؛ هشتا ؛هفت سنگا ؛یه غل دو غل ؛شش خونکا وغیره ..که به اختصار چندتا از آنها را توضیح می دهیم .

 

پَت پَ توکا :            نوع بازی : گروهی                    رقابت : فردی

                                         تعداد بازی کنان : نامحدود

میدان بازی : محیط اطراف یک نشانه که به آب معروف است .

شیوه انتخاب نگهبان آب : سر گروه بازی با یک سلسله اسم هایی بازی کنان را می خواند . آخرین اسم نام هر کس شد او باید نگهبان آب باشد .

نحوه بازی : بدین ترتیب یکی نگهبان نقطه آب می شود و بقیه بازیکنان می خواهند به طور مخفیانه وسریع خود را به آب برسانند . نگهبان قبل از این که بازیکنان به آب برسند باید آنها را با دست لمس کند یا با شیئی ضربه ای به آنها بزند . به این ترتیب آن بازیکن حذف می شود .

نحوه بازی در شب : در شب لازم است نگهبان فقط بازیکنان را ببیند و افرادی را که می بیند به کمک او بیایند وزودتر دیگر بازیکنان راپیدا کنند .

چُوس

این بازی همان کشتی سنتی است . دو نفر هم وزن کمر همدیگر را می گیرند ؛تا حریف خود را به زمین بزنند اگر کسی پای خود را پشت پای کسی بدهد ؛خطاست وبه آن«پاپِلِنگ » می گویند .

 

 

چار خونَکا

چار خونکا یک بازی دو نفره است برای دختران وپسران  این بازی هیچ وسیله ای نیاز ندارد . وبا کشیدن یک مربع روی زمین وبه صورت نشسته انجام می شود . ابتدا یک مربع کوچک با اضلاع مساوی تقریباً ۲۰الی ۳۰سانتی متری روی زمین رسم می کنند آنگاه با یک خط افقی ویک خط عمودی مربع را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم ؛اکنون اگر به مربع نگاه کنیم نه زاویه یا بهتر بگوئیم نه نقطه اتصال دارد دو بازیکن بعد از رسم مربع سه عدد سنگ یا هر شیئ دیگری که بتوان به عنوان نشانه از آن استفاده کرد پیدا می کنند البته نباید شیئی که انتخاب میکنند شبه هم باشد ابتدا سنگها را روی نقطه ها روی مربع به نوبت می گذارند یک سنگ بازیکن اولی می گذارد وسنگ بعد را بازیکن دوم تا هر سه سنگ تمام شود وشش زاویه پر شود سه زاویه خالی می ماند که برای حرکت کردن است . زمانی که بازیکن سنگها را می گذاردباید کاملاًحواسش جمع باشد که سنگهای طرف مقابل نزدیک هم نباشند . یک بازیکن زمانی برنده است که سنگهایش هر سه در یک ردیف قرار بگیرند .

۱۰- هنر های دستی

 درگذشته رونق بسیاری داشته وامروز به دلیل تحولات اجتماعی اقتصادی نوین کم رنگ شده بیشترصنایع پیرامون نخل رایج هستند .

حصیر بافی

 در صنایع حصیر بافی از نوعی نخل زینی وبی بر به نام محلی «داز» استفاده می کنند . این درخت بیشتر در صحرا به صورت خود رو می روید .

صنایع حصیری عبارتند از :

پَریگ : ظرف بزرگی که خرما را پس از چیدن در داخل آن می کنند .

چیلک : بندهای بافته شده بلند که از برگهای درختی شبیه نخل به نام محلی «داز» می باشد .

سُواس: کفشی که از بندهای نازک ودراز بافته می شود .

کپرهایی که با برگ نخل ویا داز می سازند .

شک بافی ؛ گلابتون دوزی ؛ خوس دوزی ؛ لحاف دوزی ؛ خورجین وقالی از هنرهای دستی این مناطق هستند .

۱۱- اوقات چند شب وروز

پَشت پَریری : سه روز قبل                      پَریری : دوروز قبل

دوش : دیروز                                    اِمرو : امروز

اِمشو : امشب                                   صباح : فردا صبح

فردا : دو روز بعد                               پس فردا : سه روز بعد

اوقات شبانه روز

وابَیوم : اندکی قبل از طلوع خورشید         سَحَر پَگاه : موقع بالا آمدن آفتاب

پیشی ظهر : قبل از ظهر                      دِل ظهر : ظهر

بَعدی ظهر : بعد از ظهر                     یَوار : عصر

پَسین : عصر                              مغرب : موقع غروب آفتاب

تَهار مَشورَک : موقعی که هوا گرگ ومیش باشد هنگامی که هوا نه تاریک ونه روشن باشد.                                          سَر شو :  اول شو

نصف شو : نصف شب                      آخر شو : پایان شب

۱۲- ضرب المثل

۱-    آدم بد بخت سگ اِی جَمازی اَگِرِتی

    (آدم بدبخت در حالی که سوار شتر است سگ گازش می گیرد .)

۲-   آدم حلال زاده نُمی بِگه منزلی بُموش  

                       (آدم حلال زاده نامش ببر ؛منزلش تمیز کن )

۳-   بَش کَن بَش نَداره

                                            (تقسیم گر سهم ندارد )

۴-     جایی نَخَوس که یو زیرت بگرده

                       (جایی نخواب که آب زیرت بگرده )

۵-     چِن چِنَک زَنون کُشتار مَردون

                                 (سخن چینی زنان کشتار مردان )

۶-      خَری اِی جو جِکیده

                                                 (مشکلش حل شده است )

۷-         زِنُمی چه مَنی چه گونی

             (چیزی که ضرر دارد چه یک مَن چه به اندازه یک گونی )

۸-       سُک سُک هر روزی  یا وُر سر اَزَنه یا ور روزی (رزق )

                            (حرف وحکایت هر روز یا به سر میزند یا به مال )

۹-   کَم بَهرُم بِکَن   بی بهرُم مَکَن

                            (سهم وبهره ام کم کن  اما بی بهره ام مکن )

  ۱۰-گوچُم ناخری  شیشَکی نَخون

                                   (قوچم را نمی خری بره اش نخوان )

۱۱- گوروگ ما کورَحلا خَر لگتی زده

                    (عروس ما خودش کور ونا توان بود حالا دیگه خر اورا لگد زده )

۱۲- مار ومارزی زیر وپشت  مار رَد دَ مارزی بکش

           (اگر غلام مارزی با مار در جنگ است مار را رها کن ومارزی را بکش )

۱۳- نون ده نون اَدَهَ  دَلُک جون اَدَهَ

        (صاحب خانه نان می دهد کلفت خانه از حسرت نان دادن جان می دهد )

۱۴- هر مَن یارتی چند پَتیرِن

                                           (هر من آردی چند چونه است )

۱۵- یاری که نَبو هَمدَم بِهری بُرو جهندم

                               (یاری که نباشد همدم بگذار برود جهنم )

۱۶- یا دُز بَ یادُز بِگِر

                                      ( به انسانهای مشکوک می گویند )

۱۳- گویش وزبان

صرف فعل

صرف ماضی ساده به لهجه های منوجانی از مصدر یَهتِن (آمدن )

                    مفرد                                                 جمع

              یَهتُم     ( آمدم )                                 یَهتین ( آمدیم )

              یَهتی    (آمدی )                                  یَهتِهی  (آمدید )        

              یَه       ( آمد )                                   یَهتِن  (آمدند )

صرف فعل زمانهای ماضی به لحجه رایج منوجانی

ماضی استمراری از مصدر پِتِرتِن (پنهان شدن )

              مفرد                                              جمع

              اَپِتر تُم (قایم می شدم )                        اَپتِرتین (قایم می شدیم )  

              اَپتِرتی  (قایم می شدی )                     اَپتِرتی ( قایم می شدید )

              اَپتِرت   (قایم می شد )                      اَپِتِرتِن  (قایم می شدند )

ماضی نقلی از مصدر روتِن ( رفتن )

              مفرد                                           جمع

           روتُهُم ( رفته ام )                              روتِهین ( رفته ایم )

          روتُهی ( رفته ای )                              روتِهی ( رفته اید )

          روتِه (رفته است )                               روتِهِن ( رفته اند )

ماضی بعید از مصدر جِکیدِن ( پریدن )

           مفرد                                         جمع

         جِکیدَرُم (پریده بودم )                    جِکیدَرین ( پریده بودیم )

         جِکیدَری (پریده بودی )                  جکیدَری ( پریده بودید )

         جِکیدَه  (پریده بود )                       جِکیدَرِن (پریده بودند )

صرف فعل مضارع :

مضارع اخباری از مصدر کوتِن (افتادن ) بن مضارع کوت(افتاد )

              مفرد                                    جمع

             اَکَهُم (می افتم )                      اَکَهین ( می افتیم )

             اَکَهی (می افتی )                     اَکَهی (می افتید )

             اَکَهَ  (می افتد )                      اَکَهَند (می افتند )

۱۴ – مصادر گویش منوجانی 

اِشکَهتِن : شکستن                                       زُپَندِن : کشیدن

پِتارتِن : بلعیدن                                         سِروتِن : رها شدن

پَدُهتِن : ورم کردن                                    سِریدِن : حمله کردن 

پُلگاشتِن : مچاله کردن                               شَپیدِن : ترکیدن پوست

پُنیدن : ماساژدادن                                    کُتیدِن : کوبیدن

چزیدِن : چکه کردن                                  کوتِن : افتادن

چُکیدِن : بوسیدن                                     گِشیهتِن : آفتاب کردن

چوشتِن : مکیدن                                      گوهتِن : کندیدن

خُموتِن : ردیف کردن                               لگیدِن : چسپیدن

ماهِستِن : جرات داشتن                             هَکُتَندِن  اشاره کردن

 

 http://www.4shared.com/photo/p_Ju3_D4/saffat_56_.html

۱۵ – منابع وماخذ

صادقی – زمان  فرهنگ عامیانه مردم قلعه گنج- ۱۳۸۶-انتشارات ولی

نیک نفس- صادق  مَجولا- ۱۳۸۸  انتشارات اشک یاس

نکویی- زهرا  ویژگیهای مناطق جنوب استان کرمان  www.Mehrbaran.com  – ۱۳۸۵

ویکی پدیا  منوجان  www.Wikipedia.org  ۱۳۸۸

ضیاءشهابی- شهریار-اعلام جغرافیایی کرمان (به استنادمعجم البلدان یاقوت حموی-۱۳۸۱-انتشارات مرکز کرمان شناسی

کلانتری خاندانی-حسین-سیری در جغرافیای استان کرمان-۱۳۸۷-انتشارات مرکز کرمان شناسی

سعیدیان  عبد الحسین- سرزمین ومردم ایران (جلد دوم)-۱۳۸۸-انتشارات آرام

 

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی