×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۸ مهر - ۱۳۹۷  
it is true
true
true
نجوایی توآم با تضرع در کوههای پاتک می پیچد اما جوابی از امیرحسین نمی شنوند!

نودژنیوز:بیش از ۱۰ روز است که امیرحسین ۸ ساله از روستای پاتک نودژ منوجان در جنوب کرمان ، به کوهستانهای مشرف به روستا رفته و مراجعت نکرده است!

با آمدن دوستانش پدر و مادرش نگران و در تاریکی شب راهی کوهستان می شوند.با بغضی همراه با گریه صدا می زنند

امیرحسین …امیرحسین..
نجوایی توآم با تضرع در کوههای پاتک می پیچد اما جوابی از امیرحسین نمی شنوند! هر چقدر که جلوتر می روند بیشتر رعشه بر اندامشان می افتد. زن و مرد نزدیکیهای سحر به منزل می آیند مستقیم به سراغ بستر فرزند می روند اما دریغا بستر او را خالی می یابند..
پروردگارا! چه اتفاقی افتاده است؟

دوباره زن و مرد تشنه و گرسنه به کوه می زنند ، چندین بار دامنه تا قله ی کوه را می پیمایند اما انگار دست قضا فعلا گلی خوشبوتر از امیرحسین و دلی مهربانتر از پدر و مادرش ندیده است !

روزها به سرعت سپری می شوند و هر لحظه دلهای پدر و مادر امیرحسین زخمی عمیق تر بر می دارد. قضیه در روستا می پیچد ، هر روز تعدادی از مردم پدر امیرحسین را در ارتفاعات همراهی می کنند و مادر در پا دامنه های کوه نگاه منتظرش را به کوه می دوزد و زاری می کند.

قضیه جدی تر می شود بعد از چند روز بچه های هلال احمر منوجان به کمک می آیند . دلهای زخمی پدر و مادر و زهر کشنده ی انتظار و مراجعات متعدد مردم لحظه ای آنها را آرام نمی گذارد .

عشق به دیدار فرزند باعث می شود پدر در گرمای نزدیک به ۵۰ درجه حتی از کوه نوردان حرفه ای هم جلوتر برای چندمین بار پستی و بلندیها را بپیماید .

نه هلی کوپتر امدادی می تواند مرهم دلهای زخم دیده ی پدر و مادر شود و نه گرما و ماه رمضان مانع از پویش جستجوی مردمی می شود !
حالا پدر امیرحسین با چشمانی اشک بار و کوله ای از غصه های دنیا بقچه ای را حاوی آب و نان بر دوش حمل می کند تا شاید گرسنگی و تشنگی امیرحسین را در سایه سار سنگی داغ پایان دهد.

عکس امیر حسین در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی منتشر می شود . کودک خوش سیما با چشمانی درشت و معصوم و دوست داشتنی.دوری از فرزند خواب و خوراک را از پدر و مادر سلب کرده است .

جستجوی قدم به قدم پویش مردمی هم به هجران و انتظار پدر و مادر پایان نمی دهد ! تمام امیدها و آرزوها و فرضیه های در کوه بودن امیرحسین بر سر پدر و مادرش آوار می شود.

درمانده تر از همیشه به خانه مراجعه می کنند جای خالی امیرحسین عذابشان می دهد . هر کس فرضیه ای طرح می کند ، شب قدر از راه می رسد پویش مردمی دست به دعا می شود تا خداوند به حق آبروی مومنان به این انتظار تلخ هر چه سریعتر پایان دهد . ان شاءالله
حالا همه ی مردم دست استمداد به نیروهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی دارند تا ببینیم خدا چه می خواهد.

✍خدامراد میرآبادی

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی