×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۱۰ آبان - ۱۳۹۹  
it is true
true
true
پنجشنبه‌بازار میناب

پنجشنبه‌بازار میناب بازاری تاریخی در بخش مرکزی از توابع شهرستان میناب در استان هرمزگان و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.

به گزارش خبرگزاری نودژ نیوز:این بازار در مرکز شهر میناب قرار دارد . از یک سو به بازار می‌رسد و از سوی دیگر به میدان اصلی شهر متصل می‌گردد . این بازار محل عرضه صنایع دستی و تولیدات سنتی و خانگی است . در این بازار انواع حصیر، ظروف حصیری، سفال، لوازم دوخت لباس، پوشاک زنان، برقع، ماهی و انواع مواد غذایی عرضه می‌گردد .

پنجشنبه بازار میناب، قدمتی بیش از ۵۰۰ سال دارد. زمانی در این بازار سنتی، انواع صنایع دستی این شهر جنوبی عرضه می شد ولی حالا، به غیر از سبزیجات و میوه های بومی، کالاهای جدید در آن به فروش می رسد.

پنج‌شنبه بازار میناب از جمله موزه‌های فرهنگی و هنری بجای مانده از دوران کهن میناب است که تاریخ آن با تاریخ میناب در آمیخه است این بازار از زمان تشکیل تمدن‌های اولیه بشری مانند سومر ، آکد ، آشور و بابل اهمیت داشته است و از آن استفاده‌ی تجاری می‌شده است به طوری که هرمز بری یا هرمز کهنه – میناب -که در تاریخ آن را به اردشیر بابکان و یا حتی قبل از آن نسبت می‌دهند رونق فوق العاده‌ای داشته و تمام بنا در دریای عمان را زیر فرمان داشته است این بندر روزگاری پر جنب و جوش بوده و زمان داران بزرگی بر آن حکومت کرده‌اند و همچنین از مردان پرکار آن می‌توان یاد کرد که با دورترین نقاط جهان که تا آن زمان شناخته بود داد و ستد داشته‌اند در سفرنامه‌ی مارکوپلو آمده است: « هرمز ، میناب ، بندری خوب دارد و همه بازرگانان از همه بخش‌های هندوستان با کشتی‌هایشان به اینجا می‌آیند و ادویه و سایر کالاهای تجاری می‌آورند مانند سنگ‌های قیمتی و مروارید ، ابریشم و پارچه‌های زرباف به رنگ‌های گوناگون و عاج و کالاهای دیگر و آنها در بازار ( پنجشنبه بازار ) ، کالاهای خود را به مردانی می فروشند ، که آن را به همه جای جهان می‌برند و به بازرگانان دیگر می فروشند ؛ هرمز ( میناب ) واقعاً شهری است خیلی متنوع و پرتجارت. » (۱)

ادریسی ، استخری ، ابن‌حوقل ، افضل‌الدین کرمانی ، حمدا… مستوفی ، ابن‌بطوطه و تقریبا ً همه‌ی منابع معتبر تاریخی اهمیت هرمز کهنه ( میناب ) را به منزله‌ی بازار کرمان و باراندازی طبیعی مورد تایید قرار می‌دهند در این ارتباط ، مقدس بازار هرمز (میناب ) را ستوده و می‌گوید: « شهر بازار نیکو دارد و از قنوات مشروب میگردد و خانه‌های آن از خشت ساخته شده است. » (۲)

استخری نیز در مسالک و ملاک می‌نویسید: « هرمز – میناب – مجمع بازرگانان کرمان است و فرضه دریاست، بازار و مسجد آینه دارد و بازرگانان به روستا باشند و این ناحیت نخل بسیار دارد و بیشتر ارزن کارند. » (۳)

ابن‌حوقل نیز در کتاب صوره الارض ( تا سیف ۳۶۷ هـ . ق ) درباره میناب و بازار آن می‌گوید: « ….. پس از آن کناره دریا به شهر هرمز ( میناب ) منتهی می‌شود که بندر کرمان آباد و پرگل و گیاه و دارای خرما و هوای گرم است نام دیگر هرمز شیر است. و آن شامل خانه‌هایی است در دره میان دو کوه می‌باشد که من درسال ۳۳۰ ( هـ .ق ) به آنجا رسیدم امیر شهر آن زمان محمد بن مرزبان از مردم شیراز که ملقب به صاحب السیف و القلم بود همچنین ابن‌حوقل هرمز را بندرگاه و مرکز تجارت کرمان و محل داد و ستد آورده است از مسجد جامع و رباط و از تعداد خانه‌های آن سخن به میان می‌آورد. » (۴)

پنج شنبه بازار میناب بر سر راه بازرگانی هندوستان و چین و امپراطوری رم و سرزمین‌های اسلامی و یکی از بزرگترین باراندازها و بارکده‌های جهان بوده است ، از سال ۶۲۸ هجری و در زمان اتابک ابوبکر ، پادشاه فارس ، جزیره هرمز به جای بندر هرمز مرکز بازرگانی خلیج فارس شده است.

هرمز باستانی پس از حمله‌ی عرب‌ها به ایران بندری بود که زرتشتی‌های فراری در آن جا سوار بر کشتی می‌شدند و به فرار خود ادامه می‌دادند از سده دهم میلادی هرمز کهنه از نظر کلاهای کرمان و سیستان اهمیت داشته است و کمی پیش از آمدن مارکوپولو به ایران این آبادی وارد بازار جهانی شده ً هرمز کهن – میناب – درآن روزگان ۴۰۰۰۰ چهل هزار جمعیت داشته امروزه برای ما بدرستی معلوم نیست که چرا شهر بزرگ و خوب هرمز میناب به جزیره خشک و بایری منتقل شده است شاید علت این اشکال حمله مکرر قبایل خشن به هرمز بوده است که قدرت بزرگ روزگاران مشرق زمین به جزیره‌ای خشک و سوخته انتقال یافته است.

در روزگاران گذشته در پنج‌شنبه‌بازار میناب برده خرید و فروش می‌شده است چنانچه مارکوپولو می‌نویسد: «ساکنان هرمز باستانی سیاه چرده‌اند و پیرو دین اسلام – ظاهراً کثرت سیاه‌چردگان که ناشی از تجارت برده بوده ، به طوری خاص نظر مارکوپلو را به خود جلب کرده است مارکو اضافه می‌کند – که مردم هرمز از خرما شراب می‌گیرند و به آن ادویه می‌زنند که خیلی خوشمزه است و در میان فراورده‌های آن نیل بیش از هر چیز دیگر شهرت دارد و کالاهای بازرگانی آن علاوه بر شراب عبارتند از: برنج ، غلات ، طلا ، نقره ، صندل و ادویه و این شهر بازرگانان ثروتمندی داشته که با هندوستان و چین در داد و ستد بودند و در فضای بزرگی در ویلاهای پراکنده که در اطراف شهر قرار داشت به سر می‌بردند و انبارهای بزرگ کالا هم در پیرامون شهر وجود داشت.» (۵)
سدیدالسلطنه درکتاب بندرعباس و خلیج فارس – که در ۱۰۰ سال پیش گذشته است – میگوید: « در میناب دو گروه تجارت عمده می‌نمایند ، هندوها که هفت تجارت خانه‌اند ، و بحرینی‌ها که سه تجارتخانه می‌شوند. کسبه و اصناف آنها عبارت‌اند از: لاری‌ها ، جهرمی‌ها ، بحرینی‌ها و اوزی‌ها . واردات عمده آنها از رودان جو و گندم و خرما و حنا و نیل و چغاله‌ی انبه است. و از بشاگرد و رودبار و بلوچستان جو وگندم و سایر حبوبات و کنجد و روغن و کرک و پشم ، روغن و کرک و پشم را تجار ابتاع می‌نمایند برای حمل به هند و برنج و قند و شکر و چاهی و ادویه‌جات و تریاک را تجار از قشم و عباسی وارد مینماید ، گاهی از لنگه هم وارد میشود و آنچه از آنجا حمل به قشم و عمان و لنگه و بصره و هندوستان میشود خارَک و خرما و حنا و روغن و پشم و کرک و انبه و آبلیمو و چغاله و سِوند و حصیر و ظروف سفال است. که از این همه پشم و کرک و خارک پخته مخصوص هندوستان وخرما مخصوص قشم و عمان ، و حنا مخصوی بصره و غیر از اینها حمل سایر نقاط میشود.»

اینک نیز بیان گذشته پنجشنبه‌ بازار میناب یکی ازفضاهای دیدنی و مهم شهر میناب است که با فعالیت اقتصادی مردم درآمیخته است و همچون گذشته از رونق فوق‌العاده‌ای برخوردار است در آن ایام پنجشنبه بازار میناب محل داد و ستد بازرگانان هندوچین ، رم ، بصره ، عمان و … و همچنین بازار و بند آباد کرمان و سیستان بوده است و از چنین اعتباری برخوردار بوده که قبل از ورود مارکوپولو به ایران وارد تجارت جهانی شده است.

این بازار حتی از زمان تشکیل تمدن‌های اولیه‌ی بشری مانند سومر، آکد ، آشور و بابل با اهمیت بوده است. و مهمترین بندر تجاری خلیج‌پارس همین بندر هرمز کهنه بوده که اینک خرابه‌های آن در کنار خور چاخا در اطراف بندر کرگان و کلاهی و بندزرک دیده می‌شود و مرکز این بندر پر رونق تیاب بوده است.

در بازار این بندر انواع محصولات کشاورزی و زینتی و همچنین صنایع‌دستی و مهم‌تر از همه تجارت برده رواج داشته است و بازرگانان کالاهای بازرگانی خود را از راه خشکی و دریا به میناب آورده و در آنجا به فروش می‌رساندند و کالاهای نادر میناب را نیز خریداری می‌نموده‌اند. البته در اوایل معامله پایاپای بوده است مثلاً بازرگانان هندوستان ادویه و سایر کالاهای بازرگانی را به میناب آورده و از میناب خارَک پخته‌ی درخت نخل زرگ و حلو را به هندوستان برده‌اند و در مراسم‌های عروسی از آن استفاده نموده‌اند. البته امروزه نیز روستای محمودی میناب هر ساله مقدار زیادی خارک را از طریق دبی به هندوستان صادر می نمایند.

و این تجارت همواره رواج دارد. با این تفاوت که دیگر از معامله‌ی پایاپای خبری نیست. شکل و ساختار ظاهری پنج شنبه بازار میناب در گذشته که اینک میدان شهدا جای آن را گرفته دایره‌ای شکل بوده و تجار، کشاورزان و هنرمندان در این دایره‌ی مبادله کالا ، به خرید و فروش کالا مشغول بوده‌اند با این توضیح که پنج شنبه بازار به دو قسمت تقسیم می‌شده و در یک قسمت مخصوص معامله‌ی گاو گوسفندان و شتر و الاغ و همچنین مرغ و تخم مرغ و سایر فرآورده‌های لبنی و علوفه بوده و قسمت دیگر بازار محصولات کشاورزی و صیفی‌جات و صنایع‌دستی خرید و فروش می‌شده است.

اوج رونق این بازار که دارای شهرت آن نیز شده روزهای پنج شنبه بوده به طوری که مردمان روستاها در طول یک هفته تلاش و کوشش محصولات خود را جمع آوری کرده و صنایع‌دستی خود را ساخته و برای فروش به این بازار برده‌اند که این صنایع عبارت بودند از: جاسک ، تولک ، زنبیل ، گفه ، کفت ً قفسً ، تک ، بادیل ، جَهله ، گِراشی ، کندوک ، و … بیشتر در روستاهای بهمنی ، پشته ، حکمی ، چلو ، محمودی ، شهوار و … ساخته می‌شده همچنین پارچه‌هایی که در کارگاه‌های پارچه‌بافی گروگ و کلیبی بافته می‌شده نیز در این بازار خرید و فروش و به هندوستان و پاکستان صادره گردیده است. و در واقع این دو روستا پارچه‌های کل هندوستان و پاکستان را تامین می‌کرده‌اند که امروزه این صنعت به فراموشی سپرده شده است.

 

اصلی ترین فروشنده این بازار، زنانی هستند که برقع به صورت زده اند، پوششی سنتی که از ورای آن فقط می توان چشمهای درخشان زنان جنوبی را دید.

بعضی از این زنان می گویند از کودکی به همراه مادرشان به این بازار می آمدند ، آنها مجبور بودند مسافت طولانی پیاده یا با شتر  به این بازار  بیایند و هم اکنون که خود مادر و مادر بزرگ شده اند  باز  هم روزهای پنجشنبه  به اینجا می آیند . کار و کسب آنها هم متفاوت است. از انبه های پاکستانی و تنباکوهای برازجان تا لباسهای محلی را می فروشند.

به زبانی سخن می گویند که فهمش برای اشخاص ناآشنا به لهجه بندری مشکل است. چانه بر نمی دارند و خیره به چشم مشتری نگاه نمی کنند. اکثرا پسری از بستگان را در نزدیکی خود دارند که در مواقع لزوم مثل حمل و نقل اجناس، کمکشان می کند

در این بازار بزرگ زنان، از دختران فروشنده ده ساله تا زنان شصت ساله را می توان دید که اکثرا با لباسهای رنگارنگ محلی آمده اند و حالا که نوروز است، بیشتر این لباسها، جدید است از کهنگی در آنها خبری نیست. از لباس زنان معلوم است که از جاهای مختلف در منطقه به اینجا آمده اند. اینجا همه همدیگر را خوب می شناسند و جایشان در هر هفته، مشخص است.

بخشی از بازار به فروش خوار و بار اختصاص دارد و در قسمتهای نزدیکتر به رودخانه، لباس می فروشند، البته در برخی از این غرفه ها، مردان راه ندارند، چون لباسهای مخصوص زنان در آنجا عرضه می شود.

بازار دام و طیور و ماهی

دام و طیور در بخش دیگری از این بازار مکاره فروخته می شود. فروشندگان این بازار، مردهایی هستند که اکثرا میانسالی را پشت سر گذاشته اند و حالا به نظر می رسد برای ایام سکون و آرامش خود، معامله مرغ و خروس و بزغاله را پیشه کرده اند.

خروسهای لاری بلند قامت، در بساط آنها خودنمایی می کند. کبوتربازها هم قفسه های فنسی خود را چیده اند و سر پرواز بلندتر پرنده هایشان، لاف می زنند.

کمی آن طرف تر، بازار ماهی میناب است. بازاری در ساختمانی سرپوشیده که زنها، مشتریان آن هستند. می شود گفت بازار دام و طیور و ماهی کاملا از پنجشنبه بازار سنتی جداست، انگار این کار را ۳۵ سال پیش، شهرداری انجام داده تا از گسترش بیماریهای مشترک بین انسان و دام، جلوگیری کند. در این بازارهاست که از شیر مرغ تا خروسهای لاری را می توان سراغ گرفت.

تاریخچه ای برای پنجشنبه بازار میناب

مردم شناسان می گویند صدها سال قبل در روستا های شهرستان میناب نوعی بازار انحصاری به وجود آمده بود به این ترتیب که صنعتگران هر روستا موظف بودند فقط یک کالا‌ی انحصاری تهیه نمایند و در روز پنج شنبه همه روستاییان محصولا‌ت خود را به شهر می آورند و در پنجشنبه بازار میناب به صورت پایاپای و یا خرید و فروش عرضه می کردند.

مثلا‌ مردم روستای شهوار فقط صنایع سفالگری برای شهرستان، استان، جزایر خلیج فارس و کشورهای حاشیه خلیج فارس تهیه می کردند، روستای بهمنی به همان ترتیب فوق ، سینی (سپ) تهیه می نمودند، بادبزن کاری از روستای قاسم جلا‌لی، صندوق لباس (کنتله) کاری از روستای چلو و … بود. پس وجود همین بازارها آنها را تشویق می کرد که از لحاظ خلق ابتکارات و مهارتها سر آمد دوران خود شوند.

برخی از تاریخ شناسان می گویند این بازار متمرکز از ۵ قرن پیش تاکنون در این منطقه تشکیل می شده، و در سالهای اخیر، کارکرد آن تغییر کرده است. یعنی از بازاری برای عرضه صنایع دستی، به بازاری محلی و هفته ای تغییر ماهیت داده که در آن، برخی از کسبه محلی برای خود، منبع درآمدی ساخته اند. این بازار عموما از صبح تا اندکی پس از ظهر، برقرار است.

پنجشنبه‌بازار جدید میناب

اکنون بازار دیگری با نام پنجشنبه بازار در حاشیه رودخانه میناب و در امتداد بلوار ساحلی تشکیل شده‌است البته کالاهای این بازار دیگر مثل پنجشنبه بازار قدیم کالاها و صنایع دستی حصیری و سفالی نیست و همه نوع کالایی در این بازار جدید یافت می‌شود. پنج شنبه بازار موتور سیکلت فروشان و پنج شنبه بازار دام (گاو گوسفند و بز) که به پا کنار مشهور است که در امتداد بلوار ساحلی شهر میناب ایجاد شده‌اند از دیگر بازارهای قابل ذکر در میناب می‌باشند که مشتر یهای خاص خودشان را از سراسر استان و نیز استان همجوار(کرمان) را دارد .

گزارش تصویری :

6780_635057962879438744_m 25033 25038 25037 25036 25035 25034 25039 25040 25041 25042 25043 25055 25053 25052 25046 25045 25045 25046 25047 25048 25049 376690_143 376689_558 25055 25051 25050 376692_122 376693_165 376694_269 376695_919 376696_113 376700_612 376699_515 376698_982 376697_238 376697_238 (1)

 

false
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


true

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی